الإمام ناصر محمد اليماني
27 - رمضان - 1428 هـ
09 - 10 - 2007 مـ
۱۷-مهر-۱۳۸۶ه.ش.
05:59 صباحاً
ــــــــــــــــ


مهدی منتظر پیروزی خود را قبل از انجام گفتگو اعلان می‌کند زیرا خداوند واحد و قهار معلم من است...

بسم الله الرحمن الرحيم
از مهدی منتظر ازآل بیت پاک و مطهر، خلیفه‌ی خداوند در زمین امام ناصر محمد یمانی به تمام علمای مسلمین از مذاهب مختلف و فرقه‌ها و تمام گروه‌هایشان! السلام عليكم ورحمة الله تعالى وبركاته. و اما بعد..
ای علمای امت، من خداوند و ملائکه و تمام صالحین جن و انس و هر موجودی که در زمین راه می‌رود و هر پرنده‌ای که با بال‌هایش در هوا پرواز می‌کند (که همه امت‌هایی مانند شما هستند و به سوی خداوند خود بازخواهند گشت) را شاهد می‌گیرم و همه شما را با حق به چالش می‌کشم. زمانی که علم و منطق و قرآن عظیم در دست راست من و سنت حق محمد رسول الله در دست چپم باشد، این دعوت به میدان مباحثه و گفتگو از روی غرور نخواهد بود؛ بلکه این دعوت برای بازگشت به حق است؛ اگر به خداوند و رسول الله و روز آخرت ایمان داشته باشید...
ممکن است یکی از شما مرا سرزنش کرده و بگوید:"چطور قبل از شروع گفتگو، پیروزی خود را اعلام می‌کنی؟ نتیجه‌ی حاصله از این بحث و گفتگو هنوز در علم غیب (پنهان ) است؛ شاید علمای امت تو را شکست داده و با (ادله) حقّ زبانت را خاموش سازند. از کجا معلوم است که تو آنها را شکست خواهی داد و دلیل تو برای ادعای باطلِ تسلیم شدن و ساکت کردن آنها چیست؟" در جوابش می‌گوییم: وقتی موسی کلیم الله علیه الصلاة و السلام به سراغ آن مرد صالح رفت و به او گفت اگر از تو پیروی کنم، آیا از دانش خود به من خواهی آموخت؟ آن مرد صالح در پاسخ به او گفت:
{إِنَّكَ لَن تَسْتَطِيعَ مَعِيَ صَبْرًا ﴿٦٧} صدق الله العظيم [الكهف].
{ تو هرگز نمی‌توانی با من شکیبایی کنی!}
و پاسخ موسی رسول خدا و کلیمش این بود که:
{سَتَجِدُنِي إِن شَاءَ اللَّـهُ صَابِرًا وَلَا أَعْصِي لَكَ أَمْرًا ﴿٦٩} صدق الله العظيم [الكهف].
{ «به خواست خدا مرا شکیبا خواهی یافت، و در هیچ کاری تو را نافرمانی نکنم»}
سپس نگاهی به نتیجه درست وحقّی بیندازید که مرد صالح قبل از آغاز سفر، آن را اعلام کرده بود؛ آیا تحقق یافت؟ و می‌گوییم بله، واقعاً رخ داد. موسی -عليه الصلاة والسلام- رسول خدا و کلیمش حتی یک بار هم صبر نکرد! هر بار که موسی شرط ما بینشان را نقض می‌کرد، مرد صالح به او می‌گفت: نگفتم نمی‌توانی با من صبر کنی؟ تا اینکه موسی بعد از قتل پسر جوان برای خودش حکم صادر کرد که:
{ إِن سَأَلْتُكَ عَن شَيْءٍ بَعْدَهَا فَلَا تُصَاحِبْنِي ۖ قَدْ بَلَغْتَ مِن لَّدُنِّي عُذْرًا} صدق الله العظيم [الكهف:۷۶]
{بعد از این اگر از تو درباره ی چیزی سؤال کردم، دیگر با من همراهی نکن، به راستی از جانب من معذور خواهی بود .}
اما موسی نتوانست صبر کند و از کاری خیلی کمتر ( و بی اهمیت‌تر ) نیز سوال کرد که چیزی جز ساخت دیوار نبود و سپس مرد صالح گفت:
{قَالَ هَٰذَا فِرَاقُ بَيْنِي وَبَيْنِكَ ۚ سَأُنَبِّئُكَ بِتَأْوِيلِ مَا لَمْ تَسْتَطِع عَّلَيْهِ صَبْرًا ﴿٧٨﴾} صدق الله العظيم [الكهف].
{گفت : «اینک زمان جدایی من و تو فرا رسیده، تو را از راز (و حکمت) آنچه که نتوانستی در برابر آن صبر کنی؛ آگاه خواهم ساخت .}
مرد صالح بعد از آن که در مورد دلیل و حکمت انجام اعمالی که موسی نتوانست در مقابلشان صبر کند برایش توضیح داد، گفت:
{ وَمَا فَعَلْتُهُ عَنْ أَمْرِي ۚ ذَٰلِكَ تَأْوِيلُ مَا لَمْ تَسْطِع عَّلَيْهِ صَبْرًا(۸۲) } صدق الله العظيم [الكهف]
{این (کارها) را من خود سرانه انجام ندادم، این بود راز(و حکمت) کارهای که نتوانستی در برابر آنها صبر کنی.}
و مهدی منتظر هم از جانب خودش این نتیجه را اعلام نکرده است بلکه این الهامی از جانب معلم من-خداوند واحد قهار- است، آن گاه که برای مسلمانان روشن شود که من تمام علمای آنها را با منطقی درست به تسلیم و سکوت وادار کرده و با منطق حقّ بر آنها پیروز شده‌ام و غرور آنان را به گناه نکشانده و پس از حکم حق، در دل خود احساس ناراحتی نکرده و کاملا تسلیم شوند[اشاره به آیه کریمه سوره النساء: ثُمَّ لَا يَجِدُوا فِي أَنفُسِهِمْ حَرَ‌جًا مِّمَّا قَضَيْتَ وَيُسَلِّمُوا تَسْلِيمًا(۶۵)] برای تمام مسلمانان روشن خواهد شد که من مهدی منتظر خلیفه خدا بر بشر بوده و خداوند واحد قهار آموزگار من است.
و اگر علمای امت بر من غلبه کرده و خاموشم سازند، پس من از مدعیان(دروغین) مهدویت هستم که با وسوسه شیطان رانده شده، گمراه گردیده و این وحی، ادراکی از جانب خداوند حیّ و قیوم نبوده است. همگی شما مسلمانان شاهد باشید، پس با اذن خداوند واحد وقهار و با توکل به او گفتگو را آغاز می‌کنیم که: هرکس بر خداوند توکل کند، پس همان او را کافی است. بی‌گمان خداوند فرمان خود را به انجام می‌رساند، مسلّماً الله برای هر چیزی اندازه‌ای قرار داده است. [اشاره به آیه کریمه سوره طلاق : وَمَن يَتَوَكَّلْ عَلَى اللَّـهِ فَهُوَ حَسْبُهُ إِنَّ اللَّـهَ بَالِغُ أَمْرِ‌هِ قَدْ جَعَلَ اللَّـهُ لِكُلِّ شَيْءٍ قَدْرً‌ا(۳)]. بگو پروردگارا بر دانشم بيفزاى(ربِّ زدني علماً)كه تو خود شنواى دانايى، تو فرمودی و سخن تو حقّ است:
{وَلَا يَأْتُونَكَ بِمَثَلٍ إِلَّا جِئْنَاكَ بالحقّ وَأَحْسَنَ تَفْسِيرًا ﴿٣٣﴾‏} صدق الله العظيم [الفرقان].
{و هیچ مثلی برای تو نمی‌آورند؛ مگر آن که برای تو حق و (پاسخی) نیک بیان‌تر می‌آوریم.}
بر سر میز گفتگو می‌رویم و امروز هر کس که با سخن حقّ و ادله روشن از قرآن بر دیگران برتری یافت، رستگار و پیروز است...
ای علمای امت! همانا که من مهدی منتظر راستین هستم و شایسته نیست از ذکر حق (قرآن)، به خداوند جز حق نسبتی دهم؛ هر کسی از شما بخواهد مسیر درست را در پیش گیرد با قرآن عظیم او را به راه راست-صراط مستقیم- هدایت خواهم کرد و خداوند به من امر کرده است که همچون جدّم محمد رسول الله و همراهانش، ملتزم و پای‌بند به قرآن عظیم باشم؛ چرا که این کتاب حجّت خداوند بر رسول و مؤمنین است و (در آخرت) در باره آن مورد سؤال واقع می شوند و خداوند تعالی می‌فرماید:
{فَاسْتَمْسِكْ بِالَّذِي أُوحِيَ إِلَيْكَ ۖ إِنَّكَ عَلَىٰ صِرَاطٍ مُّسْتَقِيمٍ ﴿٤٣﴾ وَإِنَّهُ لَذِكْرٌ لَّكَ وَلِقَوْمِكَ ۖ وَسَوْفَ تُسْأَلُونَ ﴿٤٤﴾} صدق الله العظيم [الزخرف].
{ پس به آنچه که تو را وحی می‌شود تمسّک کن که البته تو به راه راست (و طریق حق) هستی. (۴۳) و این(قرآن) مایه یادآوری تو و قوم تو است و [درباره‌ی آن] مورد سؤال قرار خواهید گرفت (۴۴)}
ای علمای امت حقیقت این است که شما از احادیث گروهی از (به ظاهر) صحابه که (در واقع) از اهل کتاب بودند، پیروی کردید و همین منجر به این شد تا بعد از ایمان، به کفر بازگشته و از راه راست-صراط مستقیم-خارج شوید و خودتان هم نمی‌دانید که این عقایدتان باطل و نادرست است. شما به عقایدی از قرآن عظیم کافر شدید که اساس کتاب و آیات ام‌الکتابند. اگر شما در مسیر درست هدایت بودید، دیگر نیازی به عصر و دوران ظهور من نبود تا شما و مسلمانان و تمامی انسان‌ها را به راه خداوند عزیز و حمید هدایت کنم. از قرآن فقط نوشته آن در دستانتان باقی مانده و از اسلام تنها نامش. اسلام تنها به مثابه ملیّت شما شده است، مگر کسی که خدا به او رحم کرده باشد. به دنیا روی کرده (و در باورهایتان) دچار سستی شدید، به خانه‌های مجلل دل بستید و قبرها را فراموش کردید و دنیا شما را از یاد آخرت غافل کرد. به زندگی دل بسته و از مرگ گریزانید و از آن کراهت دارید. تنها همین هم نیست، حتی امر به معروف و نهی از منکر را هم کنار گذاشته‌اید. باز هم تنها همین نیست، شما حق را باطل و باطل را حق می‌بینید. برای همین است که وضعیت امت این گونه شده و تبدیل به ذلیل‌ترین مردمان زمین شده‌اید. جوامع کافر همگی با هم به جنگ شما آمده‌اند، ولی شما بر خلاف فرمان خداوند؛ یک پارچه به جنگ با آنها نپرداختید. خداوند تعالی می‌فرماید:
{وَقَاتِلُوا الْمُشْرِكِينَ كَافَّةً كَمَا يُقَاتِلُونَكُمْ كَافَّةً ۚ وَاعْلَمُوا أَنَّ اللَّهَ مَعَ الْمُتَّقِينَ}صدق الله العظيم [التوبة:۳۶]
{و دسته جمعی با مشرکان بجنگید، همان گونه که آنها دسته جمعی با شما می جنگند وبدانید که خداوند با پرهیزگاران است.}
ومن مهدی منتظرهستم و فتوا میدهم که بر مسلمانان حرام می‌کنم با کافرینی که به جنگ با شما نیامده و مانع پیروی مردم از دعوت‌تان نمی‌شوند، وارد جنگ شوید(و یا آنها را به قتل برسانید) حتی اگر به دعوت ( خداوند به سوی ) ایمان نیاورند. در دین اجباری نیست(لا إكراه في الدّين)آیا می‌خواهید مردم را به اجبار و با اکراه وادار کنید مؤمن گردند ؟ کسی که کافری را به دلیل کافر بودنش به قتل برساند، مانند این است که تمام انسان‌ها را کشته باشد. این امر در کتاب و در نزد رب العالمین بد و ناپسند شمرده شده است و کسی که کافرانی را که وارد جنگ نشده‌اند بکشد به حدود (دین) خداوند تعدی کرده است.
و خداوند تعالی فرموده است که:
{وَقَاتِلُوا فِي سَبِيلِ اللَّهِ الَّذِينَ يُقَاتِلُونَكُمْ وَلَا تَعْتَدُوا ۚ إِنَّ اللَّهَ لَا يُحِبُّ الْمُعْتَدِينَ ﴿١٩٠﴾} صدق الله العظيم [البقرة].
{و در راه خدا با کسانی که با شما می جنگند، جنگ کنید و از حد تجاوز نکنید، که خداوند تجاوز گران را دوست نمی دارد.}
ای گروه مجاهدین (بدانید) خداوند مُحمد رسول - الله صلّى الله عليه وآله وسلّم – را به عنوان رحمت بر عالمیان (رحمةً للعالمين) مبعوث کرده است. پس با بصیرتی که خداوند رب العالمین به شما داده است-قرآن عظیم- مردم را (به سوی اسلام) دعوت کنید. اگر کسانی مقابله کرده و مانع این دعوت شوند، آنجاست که بر شما واجب می شود با تمام امکاناتتان با آنها بجنگید، با کافرانی که وارد جنگ با شما نشده‌اند، نجنگید و با آنها با عدالت برخورد کرده و رفتار خوبی با ایشان داشته باشید؛ به روی آنها لبخند زده و با مهربانی و کرامت با ایشان سخن بگویید. با آنها به طريقي كه نيكوتر است استدلال و مناظره كنید. از آنها درگذرید و چشم پوشی کنید و به خاطر کافربودنشان از آنها کینه (به دل)نگیرید. هرگز چنین نیست (که می‌پندارید)، خداوند در قرآن عظیم نه تنها شما را از( تماس با آنها) نهی نفرموده، بلکه از شما می‌خواهد تا زمانی که با شما وارد جنگ نشده و شما را از زمین‌هایتان نرانده باشند؛ با آنها با نیکی و عدالت رفتار کنید. خداوند تعالی می‌فرماید:
{لَّا يَنْهَاكُمُ اللَّهُ عَنِ الَّذِينَ لَمْ يُقَاتِلُوكُمْ فِي الدّين وَلَمْ يُخْرِجُوكُم مِّن دِيَارِكُمْ أَن تَبَرُّوهُمْ وَتُقْسِطُوا إِلَيْهِمْ ۚ إِنَّ اللَّهَ يُحِبُّ الْمُقْسِطِينَ ﴿٨﴾} صدق الله العظيم [الممتحنة].
{الله شما را از نیکی‌کردن و رعایت عدالت نسبت به کسانی که در (امر) دین با شما نجنگیده‌اند و شما را از دیارتان بیرون نکرده‌اند، نهی نمی‌کند، بی‌گمان الله عدالت پیشگان را دوست دارد.}
اما مهدی منتظر به تمام رهبران اسلامی و تمام مسلمانان هشدار می‌دهد تا با کسانی که به بهانه تروریسم، به جنگ با شما برخاسته و شما را از دیارتان بیرون کرده یا قصد دارند بیرون کنند؛ دوستی نکنید. دوستی و مراودات تجاری با آنها بر شما حرام است. اگر مؤمن هستید این امور بر شما حرام است. اگر از فقر می‌ترسید بدانید تخلفی در وعده خداوند نیست و او شما را با فضل خود بی‌نیاز خواهد کرد. تا زمانی که با برادران مسلمان شما درجنگند و آنها را از خانه و دیارشان بیرون می‌رانند و یا با اسلحه و پول به بیرون راندن آنها کمک می‌کنند؛ اجازه داشتن سفارت‌خانه‌ به آنها نداده و با ایشان رابطه برقرار نکنید. تا زمانی که از تجاوز به مسلمانان دست برنداشته‌اند، هرگونه تعاملی با آنها حرام است و کسی که با آنها دوستی کند از آنان است. خداوند تعالی می‌فرماید:
}إِنَّمَا يَنْهَاكُمُ اللَّهُ عَنِ الَّذِينَ قَاتَلُوكُمْ فِي الدّين وَأَخْرَجُوكُم مِّن دِيَارِكُمْ وَظَاهَرُوا عَلَىٰ إِخْرَاجِكُمْ أَن تَوَلَّوْهُمْ ۚ وَمَن يَتَوَلَّهُمْ فَأُولَٰئِكَ هُمُ الظَّالِمُونَ ﴿٩﴾} صدق الله العظيم [الممتحنة].
{تنها شما را از دوستی با کسانی نهی می‌کند که در (امر) دین با شما جنگیده‌اند و شما را از دیارتان بیرون کرده‌اند و بر بیرون‌راندن شما (دیگران را) کمک (و پشتیبانی) کرده‌اند، و هرکس با آنها (رابط) دوستی بگیرد، پس آنان ستمکارانند.}
ای مسلمانان؛ به درستی که خداوند مرا امام شما قرار داده است تا به راه راست –صراط مستقیم- هدایتتان کنم و (مرا) قائد(رهبر) حکیمی قرار داده تا عقایدتان را که دروغ‌گویان با نسبت ناروا به خداوند و رسولش، به فساد کشانده‌اند تصحیح نمایم .
من مهدی منتظرم و وجود عذاب در قبر را رد می‌نمایم حفره‌ای که برای پنهان کردن اجساد حفر می‌شود و فقط به مثابه روشی است که کلاغ، به امر خداوند نحوه پنهان کردن جسد برادر را به فرزند آدم یاد داده است؛ تا جسد در خاک پنهان شده و توسط سگ‌ها و گرگ‌ها دریده نشود. اما احادیث جعلی از این قضیه اسطوره‌ای ساخته‌اند که اول و آخر ندارد و اینکه قبر آتش می‌گیرد و آن قدر تنگ می‌شود که دنده‌ها را نیز می‌شکند! و این برای به شک انداختن حق‌جویان می‌شود، چون جویندگان حقیقت در صدد جستجوی درستی ادعای مسلمانان در مورد عذاب قبر برمی‌آیند و وقتی می‌بینند اعتقاد مسلمانان درست نیست؛ می گویند: "مسلمانان گمراه هستند. ما قبر کفاری که می‌دانیم مسلمان نبودند، جستجو کرده‌ایم. جسد آنها همان گونه که در قبر قرار داده شده بود بی‌حرکت باقی مانده است. اگر روح حتی یک لحظه به جسم او بازگشته باشد، از شدت عذاب باید جسد تغییر وضعیت داده باشد. ما از شعله‌های آتش هم اثری در قبر پیدا نکردیم و قبر تنگ هم نشده بود تا دنده‌های آنها را درهم بشکند. تنها که چیزی که پیدا کردیم جسدی بود که کرم‌ها آن را خورده بوده و درحال تجزیه و تبدیل شدن به خاک بود. اسکلت استخوانی به همان صورتی بود که آن را در قبر گذاشته بودیم؛ دنده‌ها نشکسته بود. همه چیز جز گوشت‌ها سر جایش بود.
لذا جویندگان حقیقت به اسلام و آنچه که همراه مُحمد رسول - الله صلّى الله عليه وآله وسلّم – آمده است، کافرتر می‌شوند و هدف کسانی که در مورد عذاب قبر به خداوند و رسولش افترا می‌زنند نیز همین است.
من مهدی منتظر از قرآن عظیم فتوا می‌دهم و عذاب جسد در حفره‌ی قبر را انکار می‌کنم؛ بلکه همان روحی که به علم آن احاطه ندارید و نمی‌توانید آن را به جسم بازگردانید دچار عذاب برزخی می شود {الرُّوحُ مِنْ أَمْرِ رَبِّي} [الإسراء:۸۵]یعنی قدرت کن فیکون پروردگارم.
آیا فکر می‌کنید روحی که از قدرت‌های پروردگارم است، نمی‌تواند بدون جسد زنده باشد؟ هرگز چنین نیست. روح بعد از ترک جسد نمی‌میرد، بلکه این جسد است که بعد از مفارقت روح می‌میرد. این روح است که جسد را زنده نگه می‌دارد روح از قدرت‌های کن فیکون خداوند است و چگونه ممکن است قدرت خداوند نتواند بدون جسد زنده بماند؟ روح به جسد نیازی ندارد، بلکه این جسد است که محتاج روح بوده و بدون آن نمی تواند زنده بماند. اگر روح جسد را ترک کند، جسد از حیات تهی خواهد شد.
(راز) حیات انسان روح است و شما با روحتان انسان هستید نه با جسمتان. این روح است که مالک تمام حواس پنج‌گانه است و باعث می‌شود که ببینید، حرف بزنید، حرکت کنید، درد بکشید، بوها را حس کنید، طعم‌ها را درک کنید، شاد باشید یا گریه کنید و دوست داشته باشید یا نفرت بورزید و زمانی که جسم را ترک کند؛ جسد می‌میرد ولی روح نمی‌میرد؛ یا در بهشت و نعمت است یا در عذاب و جهنم .اما اگر از ارواح کفاری باشند که قبل مرگشان رسولی در جامعه آنها برانگیخته نشده باشد؛ نه در نعمت خواهند بود نه در عذاب. بلکه نزد پروردگارشان به انتظار ایستاده‌اند. تصدیق فرموده خداوند تعالی:
{وَمَا كُنَّا مُعَذِّبِينَ حَتَّىٰ نَبْعَثَ رَسُولًا} صدق الله العظيم [الإسراء:۱۵]
{و ما هرگز (قومی را) مجازات نخواهیم کرد، مگر آنکه پیامبری مبعوث کرده باشیم}
آنها کسانی هستند که تا قبل از برانگیخته شدن اجسادشان از مقابر، اطلاع نداشتند خداوند مردگان را برمی‌انگیزد و لذا می‌گویند:
{يَا وَيْلَنَا مَن بَعَثَنَا مِن مَّرْقَدِنَا} صدق الله العظيم [يس:۵۲]
{ وای بر ما چه کسی ما را از خوابگاهمان بر انگیخت؟!»}
و سپس کسانی که قبلاً به آنها هشدار شده بود(منذرین) پاسخشان می‌دهند:
{هَٰذَا مَا وَعَدَ الرَّحْمَٰنُ وَصَدَقَ الْمُرْسَلُونَ} صدق الله العظيم [يس:۵۲]
{این همان است که (خداوند) رحمان وعده داده بود، و پیامبران (خدا) راست گفتند.}
و خداوند تعالی می‌فرماید:
{وَلَقَدْ جِئْنَاهُم بِكِتَابٍ فَصَّلْنَاهُ عَلَىٰ عِلْمٍ هُدًى وَرَحْمَةً لِّقَوْمٍ يُؤْمِنُونَ ﴿٥٢﴾ هَلْ يَنظُرُونَ إِلَّا تَأْوِيلَهُ ۚ يَوْمَ يَأْتِي تَأْوِيلُهُ يَقُولُ الَّذِينَ نَسُوهُ مِن قَبْلُ قَدْ جَاءَتْ رُسُلُ رَبِّنَا بالحقّ فَهَل لَّنَا مِن شُفَعَاءَ فَيَشْفَعُوا لَنَا أَوْ نردّ فَنَعْمَلَ غَيْرَ الَّذِي كُنَّا نَعْمَلُ ۚ قَدْ خَسِرُوا أَنفُسَهُمْ وَضَلَّ عَنْهُم مَّا كَانُوا يَفْتَرُونَ ﴿٥٣﴾} صدق الله العظيم [الأعراف]
{و به تحقيق ما کتابی برای آنها آورديم که آن را از روی دانش به تفصيل بيان کرديم که مایه‌ی هدايت و رحمت برای قومی است که ايمان می آورند(۵۲). آيا آنها جز تأويلش انتظاری دارند؟! روزی که تأويلش فرارسد، کسانی که آن را پيش از اين فراموش کرده بودند می‌گويند: «مسلّماً فرستادگان پروردگارمان به حق آمده بودند، پس آيا (امروز) برای ما شفيعانی هستند که برای ما شفاعت کنند، يا باز گرديم آنگاه اعمالی غير از آنچه می‌کرديم، انجام دهيم؟!». به تحقيق آنها به خود زيان رسانيدند و(معبودهايی ساختگی و) آنچه دروغ می‌بافتند از (نظر) آنان ناپديد (وگم) شد.}
آن کافرینی که قبل بعثت رسولان مرده‌اند، اصحاب اعرافند و در برابر خداوند حجت دارند؛ چرا که قبل از برانگیخته شدن رسولان در جوامعشان، از دنیا رفته‌اند. خداوند تعالی می فرماید:
{رُّسُلًا مُّبَشِّرِينَ وَمُنذِرِينَ لِئَلَّا يَكُونَ لِلنَّاسِ عَلَى اللَّهِ حجّة بَعْدَ الرُّسُلِ ۚ وَكَانَ اللَّهُ عَزِيزًا حَكِيمًا ﴿١٦٥﴾} صدق الله العظيم [النساء].
{پیامبرانی که بشارت دهنده و بیم دهنده بودند، تا بعد از این پیامبران، حجتی برای مردم بر خدا نباشد و خداوند توانا و حکیم است.}
اینها در حیات برزخی نه در عذاب هستند ونه در نعمت، همچنین در روز قیامت نیز نه در بهشتند و نه در آتش، بلکه در اعراف منتظر رحمت خداوندشان هستند و امیدوارند خداوند آنها را داخل بهشت رحمتش کرده و از جهنمیان قرارشان ندهد. خداوند با وحی تفهیمی به آنها سخن گفته و می‌فرماید تا به حق رحمتش از او بخواهند و درخواست نمایند تا خداوند آنها را به بهشتش ببرد و از جهنماین قرارشان ندهد. خداوند تعالی می‌فرماید:
{وَبَيْنَهُمَا حِجَابٌ ۚ وَعَلَى الْأَعْرَافِ رِجَالٌ يَعْرِفُونَ كُلًّا بِسِيمَاهُمْ ۚ وَنَادَوْا أَصْحَابَ الجّنة أَن سَلَامٌ عَلَيْكُمْ ۚ لَمْ يَدْخُلُوهَا وَهُمْ يَطْمَعُونَ ﴿٤٦﴾ وَإِذَا صُرِفَتْ أَبْصَارُهُمْ تِلْقَاءَ أَصْحَابِ النّار قَالُوا رَبَّنَا لَا تَجْعَلْنَا مَعَ الْقَوْمِ الظَّالِمِينَ ﴿٤٧﴾ وَنَادَىٰ أَصْحَابُ الْأَعْرَافِ رِجَالًا يَعْرِفُونَهُم بِسِيمَاهُمْ قَالُوا مَا أَغْنَىٰ عَنكُمْ جَمْعُكُمْ وَمَا كُنتُمْ تَسْتَكْبِرُونَ ﴿٤٨﴾ أَهَٰؤُلَاءِ الَّذِينَ أَقْسَمْتُمْ لَا يَنَالُهُمُ اللَّهُ بِرَحْمَةٍ} صدق الله العظيم [الأعراف]
{و در میان آن دو[ بهشتیان و دوزخیان‌] حجابی است؛ و بر «اعراف» مردانی هستند که هر یک از آن دو را از چهره‌شان می‌شناسند؛ و به بهشتیان صدا می‌زنند که: «سلام بر شما » امّا داخل بهشت نمی‌شوند، در حالی که امید آن را دارند. (۴۶) و هنگامی که چشمشان به دوزخیان می‌افتد می‌گویند: «پروردگارا! ما را با گروه ستمگران قرار مده!» (۴۷) اصحاب اعراف، مردانی که از سیمایشان آنها را می‌شناسند، صدا می‌زنند و می‌گویند:گردآوری شما و تکبّرهای شما، به حالتان سودی نداد!» (۴۸) آیا اینها همانان نیستند که سوگند یاد کردید رحمت خدا هرگز شامل حالشان نخواهد شد؟!}
منظور اهالی اعراف از {أَهَٰؤُلَاءِ} اهالی بهشت‌اند و اهل اعراف از کافران می پرسند: آیا اینها(اهالی بهشت)همانان نیستند که سوگند یاد کردید رحمت خدا هرگز شامل حالشان نخواهد شد؟سپس خداوند به درخواست رحمت آنها جواب داده و از پس حجاب با آنها سخن می‌گوید؛ خداوند ارحم الراحمین به اهل اعراف می‌فرماید:
{ادْخُلُوا الجّنة لَا خَوْفٌ عَلَيْكُمْ وَلَا أَنتُمْ تَحْزَنُونَ}صدق الله العظيم [الأعراف:۴۹]
{«به بهشت داخل شويد، نه ترسی بر شماست و نه شما اندوهگين می‌شويد»}
و اما در مورد ارواح، برخی در عذاب هستند و برخی در نعمت بوده و مکرم هستند. و آنان از گروه مقربین هستند که قبل از روز جزا بدون حساب‌رسی وارد بهشت می‌شوند و اما ارواح خبیثه‌ که از عالم شیاطین انس و جن هستند، بدون حساب وارد جهنم می‌گردند.
مقربین به ملایکه‌ی بشری تبدیل می‌شوند و زنده‌اند و نزد پروردگارشان روزی داده می‌شوند. و اما اصحاب یمین پس به او گفته می‌شود: سلام بر تو باد (که) از اصحاب یمینی؛ ولی این گروه قبل از روز حساب به بهشت نمی‌روند و چون نامه‌ی اعمالشان به دست راستشان داده شده خواهد شد، اصحاب یمین (راست) نامیده می‌شوند. کفاری هم هستند که تا روز حساب به جهنم نمی‌روند؛ بلکه ورود آنها تا زمانی که نامه اعمالشان به دست چپشان داده شود به تأخیر می‌افتد. به همین علت هم به آنها اصحاب شمال(چپ) گفته می‌شود. اینها افراد گمراهی هستند که تلاششان در دنیا هدر رفته است، در حالی که گمان می‌کردند هدایت شده‌اند و نمی‌دانستند که در گمراهی آشکار بوده‌اند. خداوند نسبت به آنان خشمگین نیست، فقط از آنان راضی نیست چرا که از راه راست –صراط مستقیم- گمراه شده بودند.
اما غضب و خشم خداوند نسبت به گروهی است که در زمره این گمراهانی که تلاش دنیاییشان با تصور "هدایت شدن "به هدر رفته نیستند، بلکه کسانی هستند که وقتی مسیر حق را شناختند؛ با وجود اطلاع از حق بودنش در آن گام نگذاشتند و از پیمودن مسیر حق کراهت داشتند و وقتی مسیر باطل را می‌دیدند با علم به کژراهه بودن، آن را انتخاب می‌کردند. آنها گمراه می‌شدند وبه روشنی از کج بودن مسیرشان آگاهی داشتند. آنها از(دست) کسانی که به خدا ایمان آورده و پیرو رسولان خداوند بوده و چیزی را شریک خدا نمی‌شمردند، خشمگین بوده و آشکارا با کسی که خدا را به یگانگی پرستیده و شریکی برای او نمی‌گرفت دشمن بودند، او را دوست نداشته و تا جایی که امکان داشت به او نیرنگ زده و بر او خشمگین شده و آزارش می دادند و تنها زمانی از او راضی می‌شدند که به خداوند شرک بیاورد و خدا بین ما و آنها حکم می‌کند و خداوند تعالی می فرماید:
{ذَٰلِكُم بِأَنَّهُ إِذَا دُعِيَ اللَّهُ وَحْدَهُ كَفَرْتُمْ ۖ وَإِن يُشْرَكْ بِهِ تُؤْمِنُوا ۚ فَالْحُكْمُ لِلَّهِ الْعَلِيِّ الْكَبِيرِ ﴿١٢﴾} صدق الله العظيم [غافر]
{ این (عذاب) بدان سبب است که چون خدا به یگانگی خوانده می‌شد، انکار می‌کردید، و اگر به او شرک آورده می‌شد ایمان می‌آوردید، پس (اینک) داوری از آن خداوند بلند مرتبه است.}
آنها کسانی هستند که مورد غضب خداوند هستند چون با وجود اینکه می‌دانستند شیطان رجیم دشمن خداوندِ رب العالمین بوده و طاغوت است
باز او را می‌پرستیدند. به جای خداوند هاروت و
قَبِيلُهُ (هم قماش و همانندش) ماروت را به عنوان اولیایشان برگزیدند و مثلشان مانند:
{كَمَثَلِ الْعَنكَبُوتِ اتَّخَذَتْ بَيْتًا ۖ وَإِنَّ أَوْهَنَ الْبُيُوتِ لَبَيْتُ الْعَنكَبُوتِ ۖ لَوْ كَانُوا يَعْلَمُونَ} صدق الله العظيم [العنكبوت:۴۱]
{همچون عنکبوت است، که خانه‌ای (برای خود) برگزیده است،و بی گمان سست‌ترین خانه‌ها خانه‌ی عنکبوت است، اگر می‌دانستند.}
اولیای آنها(هاروت و ماروت) نمی‌توانند آنها را از عذاب خداوند حفظ کنند، همان طور که خانه عنکبوت نمی‌تواند جلوی سرما یا گرما را بگیرد؛ این خانه سست‌ترین خانه‌هاست و در حقیقت دامی برای شکار و تأمین غذای عنکبوت است. اگر کسی به خانه عنکبوت بچسبد، آیا این خانه می‌تواند او را از گرما یا سرما حفظ کند یا مانع افتادنش شود؟ این عاقبت کسانی است که به جای خداوند اولیای دیگری برمی‌گزینند و چیزی نمی‌تواند آنها را از عذاب خداوند حفظ کند. آنها از کفاری هستند که بیش از همه از (حکم) خداوند سرکشی کردند و می‌دانیم آنها بیش از هر کس سزاوار جهنمند، چراکه آنها به خداوند رب العالمین ایمان داشتند؛ سپس به آن کافر شدند با اینکه می‌دانستند او حق است اما از حق کراهت داشتند. به جای در پیش گرفتن راه خداوند‌؛ هرکسی که به خدا افترا می‌زد را به دوستی برمی‌گزیدند."طرد شدگانند، هر کجا یافت شوند، گرفته خواهند شد و به سختی کشته خواهند شد؛.(این)سنت خداوند است درمورد کسانی که پیش از این گذشتند و هرگز برای سنت خدا دگرگونی نخواهی یافت."[اشاره به آیه کریمه سوره الاحزاب: مَلْعُونِينَ أَيْنَمَا ثُقِفُوا أُخِذُوا وَقُتِّلُوا تَقْتِيلًا ﴿۶۱﴾سُنَّةَ اللَّهِ فِي الَّذِينَ خَلَوْا مِن قَبْلُ وَلَن تَجِدَ لِسُنَّةِ اللَّهِ تَبْدِيلًا ﴿۶۲﴾]. گروهی از آنان به سراغ محمدٍ رسول الله - صلّى الله عليه وسلّم – آمده و به دروغ و در ظاهر می‌گفتند :شهادت می‌دهیم لا إله إلّا الله وشهادت می‌دهیم مُحمداً رسول الله اما کفر خود را پنهان می‌کردند.آنها می‌دانستند خداوند و پیامبرش برحق هستند، اما از سوگند خود به عنوان پوشش و سپری استفاده می‌کردند تا بتوانند از راویان حدیث گردند. به این ترتیب شما مسلمانان را از پیروی از راه خداوند بازداشته و با احادیثی که به کلی و تماماً مخالف قرآن هستند، به خداوند و رسولش افترا بزنند.
و از این احادیث جعلی می‌توان به تمام احادیثی اشاره کرد که درمورد عذاب قبر آمده‌اند، شما را در اوهام فروبردند تاباور کنید عذاب برزخی جسد در قبر رخ می‌دهد، تا تمام بشریت به عذاب بعد از مرگ شک بیاورند، چرا که اثری از اعتقاد مسلمانان به عذاب در قبر پیدا نمی‌کنند.
اگر این عقیده‌ای که خدا هیچ دلیلی برای آن نفرستاده نبود،عده زیادی از مردم به اسلام رومی‌آوردند چرا که بسیاری ازعلوم جدید را مطابق آنچه که در قرآن عظیم آمده است، می‌یافتند. اما عقیده‌ی عذاب قبر مانع از ایمان آوردن کافران می‌شود، چرا که کافران اثری از عذاب شدن امواتشان در قبر- طبق عقاید مسلمانان- پیدا نمی‌کنند! صحابه‌ی منافق از قوم یهود، در بازداشتن مردم از تبعیت از راه خدا موفق عمل کردند و چقدر عملشان بد است.
ای علمای امت ؛ مُحمد رسول - الله صلّى الله عليه وآله وسلّم – قبلاً به شما آموخته بود چگونه احادیث حق را از احادیث جعلی تشخیص دهید. رسول الله صلّى الله عليه وآله وسلّم به شما گفته بود:
[ما تشابه مع القرآن فهو مني]
[هر چه که با قرآن مشابه است از من است]
صدق رسول الله صلّى الله عليه وآله وسلّم.
این یعنی هر حدیثی را که دیدید با حدیث خداوند در قرآنِ محفوظ (از تحریف) مغایرت دارد از او نیست، بلکه از جانب کسانی غیر از خداوند و رسولش است.
علمای امت! خداوند در نصّ قرآن عظیم شما را از همین قاعده آگاه کرده است، یعنی اگر بین احادیث نقل شده از رسولش با قرآن اختلاف زیادی پیدا کردید؛ بدانید که از جانب خداوند و رسولش نیست. خداوند تعالی می‌فرماید:
{وَيَقُولُونَ طَاعَةٌ فَإِذَا بَرَزُواْ مِنْ عِندِكَ بَيَّتَ طَآئِفَةٌ مِّنْهُمْ غَيْرَ الَّذِي تَقُولُ وَاللّهُ يَكْتُبُ مَا يُبَيِّتُونَ فَأَعْرِضْ عَنْهُمْ وَتَوَكَّلْ عَلَى اللّهِ وَكَفَى بِاللّهِ وَكِيلًا ﴿۸۱﴾ أَفَلاَ يَتَدَبَّرُونَ الْقُرْآنَ وَلَوْ كَانَ مِنْ عِندِ غَيْرِ اللّهِ لَوَجَدُواْ فِيهِ اخْتِلاَفًا كَثِيرًا ﴿۸۲}صدق الله العظیم[النساء]

{و می‌گويند فرمانبرداريم ولى چون از نزد تو بيرون مى‏‌روند جمعى از آنان مخفیانه جز آنچه تو گفتی را نزد خود پنهان می‌کنند و خدا آنچه را كه نزد خود نگه می‌دارند (برای بعد از فوت پیامبر) می‌نگارد پس از ايشان روى برتاب و بر خدا توكل كن و خدا بس كارساز است(۸۱) آیا -مسلمانان- در قرآن تدبر نمی‌کنند كه اگر (احادیث رسیده از پیامبر) از ناحيه غير خدا بود (با مقارنه آنها با قرآن ) اختلافات فراوانی (با قرآن ) درآن می‌يافتند.(۸۲) }

ای علمای اهل سنت! چگونه این حدیث حقّ سنّت رسول الله را انکار می‌کنید؟ حدیثی که مطابق با حدیث خداوند در قرآن عظیم است و از قاعده و قانون یکسانی برای کشف احادیثی حکایت دارد که پنهانی وارد سنّت شده و به دروغ در سنّت به حضرت رسول نسبت داده شده‌اند و محمد رسول الله صلّى الله عليه وسلم آنها را نفرموده‌اند. ای اهل سنّت آیا می‌بینید چگونه از سنّت و قرآن گمراه شده‌اید؟ ازمن پیروی کنید تا به راه راست -صراط مستقیم-هدایتتان کنم.

به همین ترتیب جمع زیادی از شیعیان نیز به شدت گمراه شده‌اند وهمین طور تمام مذاهب اسلامی، مگر کسی که به همان چیزی پای‌بند و متمسک باشد که محمد رسول الله و قومی که در ظاهر و باطن و با دل و جان با او بودند، به آن پای بند بودند. بیایید ببینیم دستاویزشان چه بوده است؟ آن دستاویز قرآن عظیم است:
{فَاسْتَمْسِكْ بِالَّذِي أُوحِيَ إِلَيْكَ ۖ إِنَّكَ عَلَىٰ صِرَاطٍ مُّسْتَقِيمٍ ﴿٤٣﴾ وَإِنَّهُ لَذِكْرٌ لَّكَ وَلِقَوْمِكَ ۖ وَسَوْفَ تُسْأَلُونَ ﴿٤٤﴾} صدق الله العظيم [الزخرف].
{ پس به آنچه که تو را وحی می‌شود تمسّک کن که البته تو در راه راست (و طریق حق) هستی. (۴۳) و این مایه یادآوری و ذکر تو و قوم تو است و البته شما امت درمورد آن-قرآن- مورد سؤال قرار خواهید گرفت. (۴۴)}
آری قرآن حجت خداوند بر رسول و مؤمنین است و همانا که محمد رسول الله مردم را با قرآن هدایت و آن را برایشان بیان می‌فرمود و احادیث حقّ برای بیان بعضی از آیات قرآن آمده‌اند. تصدیق فرموده خداوند عظیم است:
{وَأَنزَلْنَا إِلَيْكَ الذِّكْرَ لِتُبَيِّنَ لِلنَّاسِ مَا نُزِّلَ إِلَيْهِمْ وَلَعَلَّهُمْ يَتَفَكَّرُونَ} صدق الله العظيم [النحل:۴۴]
{و (ما این) قرآن را بر تو نازل کردیم تا برای مردم روشن سازی، آنچه را که به سوی آنها نازل شده است و باشد که آنها بیندیشند.}
این چنین است که قرآن به سان نوری در دستان محمد رسول الله -صلّى الله عليه وآله وسلّم –است تا مردم را از تاریکی خارج و به سوی نور ببرد. خداوند تعالی می‌فرماید:
{يَا أيّها النّاس قَدْ جَاءَكُم بُرْهَانٌ مِّن ربّكم وَأَنزَلْنَا إِلَيْكُمْ نُورًا مُّبِينًا ﴿١٧٤﴾ فأمّا الَّذِينَ آمَنُوا بِاللَّهِ وَاعْتَصَمُوا بِهِ فَسَيُدْخِلُهُمْ فِي رَحْمَةٍ مِّنْهُ وَفَضْلٍ وَيَهْدِيهِمْ إِلَيْهِ صِرَاطًا مُّسْتَقِيمًا ﴿١٧٥﴾} صدق الله العظيم [النساء].
{ای مردم! همانا دلیل و حجتی (قرآن)از جانب پروردگارتان برای شما آمد و نوری آشکار به سوی شما نازل کردیم(۱۷۴)اما آنان که به خدا ایمان آوردند و به او تمسک جستند، همه را در رحمت و فضل خود، وارد خواهد کرد و آنان را در راه راستی به سوی خود هدایتشان می کند.(۱۷۵)}
ای علمای امت! قبلاً حدود دو سال پیش در این خطابه عذاب قبر را رد کرده بودم ولی هیچ یک از علمای امت جرأت نکرد بر بطلان (خطابه) ناصر محمد یمانی فتوی بدهد. لذا رونوشت متن همان خطابه قدیم در باره عذاب قبر ( که در قرآن دلیلی برای آن از جانب خداوند نیامده است) را برایتان می‌آوریم.
_____________

ناصر یمانی از علمای امت دعوت می‌کند از طریق اینترنت جهانی با هم گفت وگو کنند

بسم الله الرحمن الرحيم وبه نستعين على أمور الدُنيا والدين، والصلاة والسلام على سيد الأنبياء والمُرسلين إلى النّاس كافة، وعلى جميع رُسل الله في الأولين والآخرين، وعلى من تبعهم بإحسانٍ إلى يوم الدين، ثمّ أما بعد..
ای جماعت علمای امت! من شما را به مباحثه و گفتگو دعوت می‌کنم تا با بازگشت به کتاب خداوند و سنّت رسولش، صفوفتان یک‌پارچه و متحد گردد و در موارد مورد مناقشه و اختلاف؛ با استخراج حکم حقّ وفصل الخطاب از کتاب خداوند در میانتان داوری نمایم و حق را بر جای حقش نشانده و مطالب بی‌اعتباری را که یهود به دروغ به رسول خدا نسبت داده است را باطل سازم .(اما) تا زمانی که همگی به ریسمان الهی(قرآن) نیاویزید؛ نمی‌توانم شما را قانع نمایم و اگر سرباز زنید، تفرقه و پراکندگیتان ادامه خواهد یافت. اگر به ندای دعوت کننده به سوی حقّ که همان بازگشت به کتاب خداونداست، جواب (مثبت ) ندهید؛ چگونه می‌توان قانعتان کنم؟ به خداوند قسم جز این، راه حل دیگری برایمتحد کردنتان نمی‌شناسم و شما دقیقاً در ورطه‌ای افتاده‌اید که خداوند شما را از آن منع کرده بود و در دین خود تفرقه ایجاد کرده و دسته دسته شدید و هر دسته به داشته‌های خود دلخوش و از آن خرسندید. اما حزب الله فقط یکی است و آنها کسانی هستند که همانند رسول الله و یاران صادقشکه با دل و جان همراه او بودند، عمل کرده و جز حقّ چیزی به خداوند و رسولش نسبت نمی‌دهند. بیایید به آنچه که رسول الله و یارانش به آن پای‌بند بوده و تمسک می‌جستند، نگاهی بیندازیم. خداوند تعالی می‌فرماید:
{وَالَّذِينَ يُمَسِّكُونَ بِالْكِتَابِ وَأَقَامُوا الصَّلَاةَ إِنَّا لَا نُضِيعُ أَجْرَ الْمُصْلِحِينَ ﴿١٧٠﴾} صدق الله العظيم [الأعراف].
{آنها که به کتاب (خدا) تمسک جویند، و نماز را برپا دارند، ما پاداش مصلحان را ضایع نخواهیم کرد! (۱۷۰)}
و خداوند تعالی می‌فرماید:
{فَاسْتَمْسِكْ بِالَّذِي أُوحِيَ إِلَيْكَ ۖ إِنَّكَ عَلَىٰ صِرَاطٍ مُّسْتَقِيمٍ ﴿٤٣﴾ وَإِنَّهُ لَذِكْرٌ لَّكَ وَلِقَوْمِكَ ۖ وَسَوْفَ تُسْأَلُونَ ﴿٤٤﴾} صدق الله العظيم [الزخرف].
{ پس به آنچه که تو را وحی می‌شود تمسّک کن که البته تو در راه راست (و طریق حق) هستی. (۴۳) و این مایه یادآوری و ذکر تو و قوم تو است و البته شما امت درمورد آن-قرآن- مورد سؤال قرار خواهید گرفت. (۴۴)}

و خداوند تعالی می فرماید:
{ إِنَّا نَحْنُ نَزَّلْنَا الذِّكْرَ‌ وَإِنَّا لَهُ لَحَافِظُونَ ﴿٩﴾} صدق الله العظيم [الحجر]
{البته ما قرآن را بر تو نازل کردیم و ما هم آن را محققا محفوظ خواهیم داشت. (۹)}
ای علمای امت! آیا نمی‌بینید که قرآن، ذکر محفوظ و حجّت خداوند بر محمد رسول الله است تا بر اساس آن عمل کرده و مردم را به سوی آن(قرآن) بخواند؟ هم چنین
اگر مردم آن را مهجور گذاشته و به مطالبی که به کلی مخالف با قرآن هستند تمسک جویند، این قرآن حجت خداوند بر مسلمانان است. من نسبت به سنت رسول الله کافر نیستم وآن بخشی که موافق این قرآن است یا با قرآن مغایرتی ندارد را می‌پذیرم و اگر در مورد برخی از احادیث، در قرآن برهانی نیافتم (نه موافق و نه مخالف) تا زمانی که از رسول الله صلّى الله عليه وآله وسلّم نقل شده باشد باید آنرا بپذیرم. حال اگر حدیث نادرست و جعلی باشد گناه آن بر گردن کسی است که آن را جعل کرده است نه من.
اما اگر حدیثی را پیدا کردم و علی‌رغم مخالفت آن با کلام خداوند در قرآن و مغایرت آن با آیات محکم و روشن کتاب، آن را پذیرفتم به قرآن عظیم کافر شده‌ام و از روایات گروهی از اهل کتاب پیروی کرده‌ام که خداوند ما و رسولش را از آنها بر حذر داشته است. آنها کسانی هستند که به دروغ، تظاهر به مسلمانی کرده و با احادیث جعلی که خداوند برهانی برایشان نازل نفرموده است؛ مردم را از پیروی از راه خداوند باز داشته‌اند. خداوند تعالی می‌فرماید:

{وَدَّ كَثِيرٌ مِّنْ أَهْلِ الْكِتَابِ لَوْ يَرُدُّونَكُم مِّن بَعْدِ إِيمَانِكُمْ كُفَّارًا حَسَدًا مِّنْ عِندِ أَنفُسِهِم مِّن بَعْدِ مَا تَبَيَّنَ لَهُمُ الْحَقُّ ۖ فَاعْفُوا وَاصْفَحُوا حَتَّىٰ يَأْتِيَ اللَّـهُ بِأَمْرِهِ ۗ إِنَّ اللَّـهَ عَلَىٰ كُلِّ شَيْءٍ قَدِيرٌ ﴿١٠٩﴾} صدق الله العظيم [البقرة].
{بسیاری از اهل کتاب آرزو دارند که شما را از ایمان به کفر برگردانند به سبب رشک و حسدی که در نفس خود بر ایمان شما برند بعد از آنکه حق بر آنها آشکار گردید، پس در گذرید و مدارا کنید تا هنگامی که فرمان خدا برسد، که البته خدا بر هر چیز قادر و تواناست. (۱۰۹)}
و خداوند تعالی می فرماید:
يَا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُوا إِن تُطِيعُوا فَرِيقًا مِّنَ الَّذِينَ أُوتُوا الْكِتَابَ يَرُدُّوكُم بَعْدَ إِيمَانِكُمْ كَافِرِينَ ﴿١٠٠﴾ وَكَيْفَ تَكْفُرُونَ وَأَنتُمْ تُتْلَىٰ عَلَيْكُمْ آيَاتُ اللَّـهِ وَفِيكُمْ رَسُولُهُ ۗ وَمَن يَعْتَصِم بِاللَّـهِ فَقَدْ هُدِيَ إِلَىٰ صِرَاطٍ مُّسْتَقِيمٍ ﴿١٠١﴾} صدق الله العظيم [آل عمران].
{ ای کسانی که ایمان آورده‌اید! اگر از گروهی از اهل کتاب، اطاعت کنید، شما را پس از ایمان، به کفر بازمی‌گردانند. (۱۰۰)چگونه کافر می‌شوید، با اینکه آیات خدا بر شما خوانده می‌شود و پیامبر او در میان شماست و هر کس به خدا تمسّک جوید، به راهی راست، هدایت شده است. (۱۰۱)}
و خداوند تعالی می فرماید:
{يَا أَيُّهَا النَّاسُ قَدْ جَاءَكُم بُرْهَانٌ مِّن رَّبِّكُمْ وَأَنزَلْنَا إِلَيْكُمْ نُورًا مُّبِينًا ﴿١٧٤﴾ فَأَمَّا الَّذِينَ آمَنُوا بِاللَّـهِ وَاعْتَصَمُوا بِهِ فَسَيُدْخِلُهُمْ فِي رَحْمَةٍ مِّنْهُ وَفَضْلٍ وَيَهْدِيهِمْ إِلَيْهِ صِرَاطًا مُّسْتَقِيمًا ﴿١٧٥﴾} صدق الله العظيم [النساء].
{ای مردم! دلیل روشن از طرف پروردگارتان برای شما آمد؛ و نور آشکاری به سوی شما نازل کردیم. (۱۷۴) امّا آنها که به خدا ایمان آوردند و به (آن=قرآن ) چنگ زدند، همه را در رحمت و فضل خود، وارد خواهد ساخت؛ و در راه راستی، به سوی خودش هدایت می‌کند. (۱۷۵)}
ای عمای امت اسلامی! شما به گروه‌ها و دسته‌های مختلف تقسیم شده‌اید و خداوند مرا داور قرار داده تا بین شما به حق حکم کنم. ممکن است در بعضی از خطابه‌ها نکاتی بیاید که منطبق با اعتقادات قبلی برخی از طوایف و مخالف با معتقدات طایفه دیگر باشد، سپس عده‌ای از افراد نادان و جاهل گمان می‌کنند من از مذهب آن طایفه اول پیروی می‌کنم، در حالی که اگر بیانات بعدی را بررسی کنند، می‌بینند که در مورد دیگر، خطبه من مخالف نظریات آنها بوده و به نظریات گروه دیگر نزدیک است.
ای علمای امت!همانا که من در موارد اختلافات دینی شما به حقّ داوری کرده و سزاوار نیست که حکم را از جایی غیر از کتاب خداوند استخراج کنم، چرا که اگر حکمی را از سنت بیرون بکشم، همه را نمی‌توانم اقناع نمایم؛ چون کسانی که حکم مخالف امیال و هواهایشان، است حدیث را (حتی اگر درست هم باشد) زیر سؤال می‌برند به این صورت که یا راوی حدیث ایراد دارد یا از رسول الله نیست یا به نحوی آن را تضعیف می‌کنند. سپس وارد جدال و بحثی طولانی می‌شویم که ممکن است هیچ نتیجه‌ای هم نداشته باشد و هر کس با پافشاری بر حرف خودش؛ راه خود را می‌رود.
به همین علت من تمام علمای مذاهب و فرق مختلف اسلامی را با حکم حقی که از قرآن عظیم استخراج شده به چالش می‌کشم و برهانی علیه خودم به دستشان نمی‌دهم و براساس قیاس یا اجتهاد شخصی حکم نداده و دلیل ارائه نمی‌کنم که بعد بگویم: الله اعلم، شاید حکم من صحیح باشد شاید هم غلط! من چنین سخنی را نگفته و آن را از هیچ عالمی هم نمی‌پذیرم. بلکه در هر موضوعی با ( استناد به) آیات (قرآن) با شما بحث کرده و سر مویی هم از آن منحرف نمی‌شوم. هر که هدایت شد به نفع خودش است و هرکس که نپذیرفت و گفت آن چه که از گذشتگانمان رسیده برای من کافی است ومن همان را می‌گویم ولواینکه مخالف قرآن باشد؛ این دیگر مثل همان سخن دوران جاهلیت قدیم است(که می گویند ) این همان راهی است که پدرانمان را بر آن یافتیم پس چگونه در حق گذشتگان صالحمان تفریط (کوتاهی ) کنیم. حتی اگر با آیه‌ای از قرآن با من بحث کنند، باز آن طور که فکر می‌کنند، نمی‌توانند بر من غلبه کنند، زیرا من همان آیه را از آنها گرفته و به بهترین شکل و بهتر از آنها
تفسیر می‌کنم.
ای علمای امت اسلامی! اگر به کتاب خداوند آن طور که بایسته آن است ایمان دارید؛ من شما را با همان کتاب به حقّ به چالش می‌کشم نه از روی غرور. پس با کتاب خداوند حکم کنیم که هیچ باطلی به آن راه نیافته و نخواهد یافت و برای مؤمنین هدایت و رحمت است و تا روز جزا محفوظ بوده و دست نخواهد خورد.
اما در مورد سنت رسول الله، امکان ورود مطالب بی‌اعتبار و باطل، چه در زمان رسول الله و چه بعد از درگذشت ایشان وجود داشته و انحرافات زیادی وارد آن شده است. خداوند وعده‌ی حفظ سنّت( نبوی ) را به شما نداده؛ اما او که سبحان و والا مقام است بهانه‌ای هم برایتان نگذاشته است. در قرآن برای شما روشن شده که هر حدیثی از احادیث سنت که از جانب غیر خدا بیان شده باشد با قرآن اختلاف زیادی خواهد داشت. کسی که به این قاعده ایمان بیاورد؛ به راه راست هدایت شده و به ریسمان الهی توسل جسته است و هر کسی که بگوید سنت نسخ کننده قرآن است و بر این گفته اصرار داشته باشد به قرآن کافر شده است، او را ابداً نمی‌توانم قانع کنم؛ لذا خداوند که خیر الحاکمین است بین من و او داوری خواهد کرد.
ای علمای امت، من از کتاب خدا دانستم که کافران بعد از مرگ عذاب می‌شوند، ولی خدا و رسولش از عذاب برزخی در حفره‌ای که برای پنهان کردن جسد امواتتان حفر می‌کنید حرفی نزده‌اند. یهود شما را به دام این دروغ انداخته‌اند و همان گونه که خدا می‌داند اگر این عقیدۀ بی اعتباری که خداوند سخنی از آن به میان نیاورده است، نبود؛ بسیاری از مردم به اسلام می‌گرویدند. اما شما به آنها گفته‌اید که قبر کافران آتش خواهد گرفت و چنان بر آنها تنگ خواهد شد که دنده‌هایشان را می‌شکند. لذا آنها برای بررسی صحت این عقیده در عالم واقعیات، بعد از مرگ یکی از کفار، به سراغ قبرش رفتند و دیدند دنده‌ای نشکسته و اثری از آتش نیست. تنها چیزی که پیدا شد جسدی بود که به اصل خود یعنی خاک برگشته بود و دنده‌ها کاملاً در جای خود قرار داشته و هیچ‌گونه شکستگی نداشتند. واسکلت را به همان صورتی یافتند که در قبر گذاشته شده بود و بعد از اینکه روح جسد را ترک کرد، حیات به آن جسد بازنگشته بود، چرا که اگر روح حتی برای لحظه‌ای به جسد بازگردد، میّت تکان خورده و تغییر وضعیت می‌دهد. و سپس کسانی که در جستجوی صحت عقیده مسلمانان در مورد عذاب قبر بودند، با کفر بیشتری بازگشته و (تازه) دلیلی هم بر علیه مسلمانان داشتند که هیچ اثری از عقاید شما را پیدا نکردیم. به این ترتیب یهودیان موفق شدند با این مکر مانع ایمان آوردن بسیاری از مردم گردند. اما قرآن چنین عقیده‌ای را به کل رد کرده و تأکید می‌کند که عذاب بلافاصله بعد از مرگ آغاز می‌شود.
-روح- یا در نعیم است یا در جحیم. بعد از دنیا منزلگاهی جز بهشت یا آتش وجود ندارد و ارواح اهالی آتش در آتش خواهند بود و ارواح اهالی بهشت در بهشت.آنانی که وارد بهشت می‌شوند بدون این که کتاب اعمالشان به آنها داده شود؛ مقربانی هستند که در امورد خیر پیشگام بودندو هم چنین شهدای راه خدا. اما کسانی که کتاب اعمالشان به آنها داده خواهد شد، بعد از محاسبه اعمال به بهشت وارد خواهند شد و ورودشان تا روز حساب به تأخیر می افتد اینها اصحاب راست (یمین ) هستند.

و اما روح فرمان قدرت خداوند تعالی است و هرگز نمی‌میرد؛ همین روح است که می‌بیند و می‌شنود و حرف می‌زند و استشمام می‌کند و می‌چشد و احساس می‌کند و درد می‌کشد؛ دوست دارد و متنفر می‌گردد. این روح از کلمات قدرت خداوند کن فیکون است. این روح است که باعث می‌شود جسد زنده باشد و آن را به حرکت در می‌آورد؛ در طول روز آن را حمل کرده و در شب آن را فرو می گذارد. بوئیدن و چشیدن و دیدن و تکلم و احساس و درد همه به خاطر روح است. آیا کسی از شما خواب دیده است که دچار ناراحتی و عذاب است با اینکه چیزی واقعاً با بدنش تماس نیافته است؟ درد و رنج در خواب درست مثل بیداری حس می‌شود و فرقی با هم ندارند. حتی اگر بیدار هم شود، قلبش هم چنان از هول و ترس می‌تپد و محمد رسول الله صلّى الله عليه وآله وسلّم گفته است:
[كفى بالمرء أن يوعظ في منامه]
[برای انسان کافی است که در خواب موعظه شود]

صدق رسول الله صلّى الله عليه وآله وسلّم
در صورت تفکر، شانه‌ای(آیتی ) در این یافته و درموردعذاب برزخ هیچ مجادله‌ای نمی‌کردید . از طرفی ایمان دارید که روح از فرمان خداوند است و خداوند درباره آن (روح) دانش زیادی به شما نداده است[ اشاره به سوره الإسراء : وَيَسْأَلُونَكَ عَنِ الرُّ‌وحِ قُلِ الرُّ‌وحُ مِنْ أَمْرِ‌ رَ‌بِّي وَمَا أُوتِيتُم مِّنَ الْعِلْمِ إِلَّا قَلِيلًا ﴿٨٥﴾] ولی با وجود این باز هم تصور می‌کنید روح بدون جسد زنده نمی‌ماند، پس چطور بدون جسدش عذاب می‌کشد؟ پس باید در قبر، روح به کالبدش برگردد که بتواند ببیند، بشنود، صحبت کند و عذاب بکشد. اما شما در خواب بدون استفاده از چشمتان می‌بینید، بدون آنکه چیزی پوستتان را لمس کند، درد می کشید؛ ای جماعت کافران! پس چرا عذاب بعد از مرگ را قبول ندارید؟ ارواحتان بعد از خروج از جسد به کجا می‌روند؛ جسدی که بعد از خروج روح، ساکن و بی‌حرکت می‌شود؟ روح، فرمان خداوند است و با قدرت خداوند تعالی برای زنده ماندن نیازی به جسم ندارد، بلکه این روح است که عامل زنده بودن جسد است و وقتی آن را ترک کند جسد از حیات خالی می‌شود.
راز حیات در روح نهفته است .شما با روحتان است که انسان هستید نه با جسمتان
ای علمای امت اسلام! مگر خداوند در قرآن نفرموده است که عذاب برزخی فقط بعد از خارج شدن نفس(روح) از جسد و درست در همان موقعی که از جسم خارج شده و آن را برای بازگشت به (اصلش) خاک رها می‌سازد، رخ می‌دهد؟ قرآن خبر این عذاب برزخی نفس(روح) را به شما داده که بعد از خروج از جسم رخ می‌دهد. خداوند تعالی می‌فرماید:
{وَلَوْ تَرَىٰ إِذِ الظَّالِمُونَ فِي غَمَرَاتِ الْمَوْتِ وَالْمَلَائِكَةُ بَاسِطُو أَيْدِيهِمْ أَخْرِجُوا أَنفُسَكُمُ ۖ الْيَوْمَ تُجْزَوْنَ عَذَابَ الْهُونِ بِمَا كُنتُمْ تَقُولُونَ عَلَى اللَّـهِ غَيْرَ الْحَقِّ وَكُنتُمْ عَنْ آيَاتِهِ تَسْتَكْبِرُونَ(۹۳)} صدق الله العظيم[ الأنعام]
{و اگر ببینی هنگامی که ظالمان در شداید مرگ فرو رفته‌اند، و فرشتگان دستها را گشوده، به آنان می‌گویند: «جان خود را خارج سازید! امروز در برابر دروغٰهایی که به خدا بستید و نسبت به آیات او تکبّر ورزیدید، مجازات خوارکننده‌ای خواهید دید»!(۹۳)}
ولی آیا آنان از زمین به آسمان نفوذ می کنند؟ می‌گویم خیر ارواح کفار به آسمان نفوذ نمی‌کنند بلکه به مکانی بالاتر از زمین و پائین‌تر از آسمان برده می‌شوند، سپس نسبت به زمینیان در مکانی بالاتر (ملاء اعلی) قرار می‌گیرند؛ اما پایین‌تر از آسمان و ملایکه آنها را به سمت آسمان بالا می‌برند ولی درهای آسمان به روی آنان باز نمی‌شود تا نتوانند به بهشت نفوذ کنند. لذا فرشتگان رهایشان کرده و سقوط می‌کنند و سپس از آسمان به مکانی دور که همان آتش است کشیده می‌شوند. این مکان پایین‌تر از آسمان و بالای زمین و بین آسمان و زمین است. خداوند تعالی می‌فرماید:
{وَإِنَّ لِلْمُتَّقِينَ لَحُسْنَ مَآبٍ ﴿٤٩﴾ جَنَّاتِ عَدْنٍ مُّفَتَّحَةً لَّهُمُ الْأَبْوَابُ ﴿٥٠﴾ مُتَّكِئِينَ فِيهَا يَدْعُونَ فِيهَا بِفَاكِهَةٍ كَثِيرَةٍ وَشَرَابٍ ﴿٥١﴾ وَعِندَهُمْ قَاصِرَاتُ الطَّرْفِ أَتْرَابٌ ﴿٥٢﴾ هَـٰذَا مَا تُوعَدُونَ لِيَوْمِ الْحِسَابِ ﴿٥٣﴾ إِنَّ هَـٰذَا لَرِزْقُنَا مَا لَهُ مِن نَّفَادٍ ﴿٥٤﴾ هَـٰذَا ۚ وَإِنَّ لِلطَّاغِينَ لَشَرَّ مَآبٍ ﴿٥٥﴾ جَهَنَّمَ يَصْلَوْنَهَا فَبِئْسَ الْمِهَادُ ﴿٥٦﴾ هَـٰذَا فَلْيَذُوقُوهُ حَمِيمٌ وَغَسَّاقٌ ﴿٥٧﴾} صدق الله العظيم [ص].
{و برای پرهیزکاران فرجام نیکویی است: (۴۹) باغ‌های جاویدان بهشتی که درهایش به روی آنان گشوده است، (۵۰) در حالی که در آن بر تخت‌ها تکیه کرده‌اند و میوه‌های بسیار و نوشیدنی‌ها در اختیار آنان است! (۵۱) و نزد آنان همسرانی است که تنها چشم به شوهرانشان دوخته‌اند و همسن و سالند! (۵۲) این همان است که برای روز حساب به شما وعده داده می‌شود (۵۳) این روزیِ ما است که هرگز آن را پایانی نیست! (۵۴) این (پاداش پرهیزگاران است)، و برای طغیانگران بدترین محلِ بازگشت است: (۵۵) دوزخ، که در آن وارد می‌شوند؛ و چه بستر بدی است! (۵۶) این نوشابه «حمیم» و «غسّاق» است که باید از آن بچشند! (۵۷)}
ای علمای امت بیدار شوید و هوشیار باشید! سیاق آیه به سمت عذابی دیگر تغییر می‌کند. این همان عذاب برزخی بعد از مرگ و قبل از برخاستن مردگان و رستاخیز است. اموات کافران، انسان‌هایی که قبلاً از دنیا رفته‌اند و به زعم آنها از اشراربودند و از خدایان آنها بد گفته و به همین جهت نیزبه قتل رسیده بودند را پیدا نمی‌کنند و اکنون خبری از آنها در آتش نیست، چرا که در علیین و در نعیم؛ نزد خداوندشان روزی خوارند.
برماست که به ادامه آیه‌ای که از بهشت و جهنم در روز قیامت صحبت می‌کند بازگردیم؛ سپس توصیف به سمت عذاب دیگری می‌رود و آن همان عذاب برزخی است. خداوند تعالی می‌فرماید:
{وَآخَرُ مِن شَكْلِهِ أَزْوَاجٌ ﴿۵۸﴾ } صدق الله العظيم [ص]
{و (عذاب) دیگر همانند آن به انواع گوناگون (دارند)}
و عذاب دیگر، همان عذاب برزخی است که بعد از مرگ و قبل از برانگیخته شدن (در روز قیامت) رخ می‌دهد.
سپس خداوند گفتگویشان را نقل می‌کند:

{هَٰذَا فَوْجٌ مُّقْتَحِمٌ مَّعَكُمْ} صدق الله العظيم [ص:۵۹]
{این گروهی است که با شما (به جهنم) وارد می‌شوند،}
این کلام ملایکه نگهبان آتش است که بشارت ورود گروه جدیدی از کفار را می‌دهند که بعد از هلاک شدن- به دلیل انکار رسولان الهی- به جهنم رانده می‌شوند. به جواب گروه‌های اول ساکن آتش توجه کنید که به میهمانان جدید خوش آمد نمی‌گویند:
{لَا مَرْحَبًا بِهِمْ ۚ إِنَّهُمْ صَالُو النَّارِ ﴿٥٩﴾ قَالُوا بَلْ أَنتُمْ لَا مَرْحَبًا بِكُمْ ۖ أَنتُمْ قَدَّمْتُمُوهُ لَنَا ۖ فَبِئْسَ الْقَرَارُ ﴿٦٠﴾ قَالُوا رَبَّنَا مَن قَدَّمَ لَنَا هَـٰذَا فَزِدْهُ عَذَابًا ضِعْفًا فِي النَّارِ ﴿٦١﴾} صدق الله العظيم [ص].
{خوشامد بر آنها مباد، همگی در آتش خواهند سوخت! (۵۹) آنها (به رؤسای خود) می‌گویند: بلکه خوشامد بر شما مباد که این عذاب را شما برای ما فراهم ساختید! چه بد قرارگاهی است اینجا! (۶۰) (سپس) می‌گویند: پروردگارا! هر کس این عذاب را برای ما فراهم ساخته، عذابی مضاعف در آتش بر او بیفزا (۶۱)}
سپس به چپ و راست نگاه می‌کنند تا ببینند آیا کسانی را که به جهت تصدیق انبیاء و بد گفتن از خدایانشان به قتل رسانده بودند، پیدا می‌کنند؟ اما آنها را در میان هلاک شدگان قبلی نمی‌یابند:
{وَقَالُوا مَا لَنَا لَا نَرَىٰ رِجَالًا كُنَّا نَعُدُّهُم مِّنَ الْأَشْرَارِ ﴿٦٢﴾ أَتَّخَذْنَاهُمْ سِخْرِيًّا أَمْ زَاغَتْ عَنْهُمُ الْأَبْصَارُ ﴿٦٣﴾ إِنَّ ذَٰلِكَ لَحَقٌّ تَخَاصُمُ أَهْلِ النَّارِ ﴿٦٤﴾} صدق الله العظيم [ص]
{آنها می‌گویند: «چرا مردانی را که ما از اشرار می‌شمردیم (در اینجا، در آتش دوزخ) نمی‌بینیم؟! (۶۲) آیا ما آنان را به مسخره گرفتیم یا چشم‌ها آنها را نمی‌بیند؟! (۶۳) این یک واقعیت است گفتگوهای خصمانه دوزخیان! (۶۴)}
تا جایی که...
قُلْ هُوَ نَبَأٌ عَظِيمٌ ﴿٦٧﴾ أَنتُمْ عَنْهُ مُعْرِضُونَ ﴿٦٨﴾ مَا كَانَ لِيَ مِنْ عِلْمٍ بِالْمَلَإِ الْأَعْلَىٰ إِذْ يَخْتَصِمُونَ ﴿٦٩﴾} صدق الله العظيم [ص].
{بگو: «این خبری بزرگ است، (۶۷) که شما از آن روی‌گردانید! (۶۸) من از ملأ اعلی به هنگامی که مخاصمه می‌کردند خبر ندارم! (۶۹)}
ای علمای امت! آیا اکنون برایتان روشن شد که آتش بالای زمین و پایین‌تر از آسمان است؟ این مطلب را در بیان خداوند تعالی از ماجرای بگو مگو و مخاصمه‌ی آنها در می‌یابیم:
{إِنَّ ذَٰلِكَ لَحَقٌّ تَخَاصُمُ أَهْلِ النَّارِ ﴿٦٤﴾} دق الله العظيم [ص]
{این یک واقعیت است گفتگوهای خصمانه دوزخیان! (۶۴)}
تا این فرموده:
{مَا كَانَ لِيَ مِنْ عِلْمٍ بِالْمَلَإِ الْأَعْلَىٰ إِذْ يَخْتَصِمُونَ ﴿٦٩﴾}صدق الله العظيم [ص]
{من از ملأ اعلی به هنگامی که مخاصمه می‌کردند خبر ندارم! (۶۹)}
لذا ساکنان آتش نسبت به زمینیان درملاء اعلی هستند ولی نسبت به بهشتیان در ملاء ادنی(پایین تر)؛چرا که آتش پایین‌تر از آسمان و بالاتر از زمین قرار دارد. یا مگر شما داستان خاتم الأنبياء والمُرسلين در مورد أُسری و سیر ایشان از مسجد الأقصی تا سدرة المنتهی درافق اعلی را باور ندارید؟ در مسیر این معراج ایشان از ساکنان آتش گذشته و عذاب برزخی آنها را دیدند. آیا نمی‌بینید قرآن اکیدا قصه سیر و معراج را قبول دارد و اینکه اهالی آتش نیز در مسیر رسول الله - صلّى الله عليه وسلم – قرار داشته و ایشان در شب معراج از کنارشان عبور کرده و شاهد عذابشان بوده است. تصدیق وعده‌ی خداوند در قرآن عظیم به رسولش:
{وَإِنَّا عَلَىٰ أَن نُّرِيَكَ مَا نَعِدُهُمْ لَقَادِرُونَ ﴿٩٥﴾} صدق الله العظيم [المؤمنون].
{و ما تواناییم که آنچه را به آنها وعده می‌دهیم به تو نشان دهیم! (۹۵)}
ولی عقیده شما مبنی براینکه عذاب برزخی در قبر است و کافران تک تک در قبرهایشان عذاب می‌شوند، نفی داستان معراج رسول است؛ چرا که رسول الله فرموده‌اند آنها را دسته جمعی در آتش دیده‌اند نه تک تک در قبرهایشان. خداوند قبر را جز روش کار کلاغ قرار نداده است که بسیار دور از آن عقاید است. کلاغ به ما یاد داد که چگونه جسد مردگانمان را پنهان کنیم و این برای پوشاندن عورة و جلوگیری از انتشار بوی (تعفن ) جسد انسان که از بوی جسد حیوانات بدتر است. همچنین این راهی برای احترام به جسد انسان است تا توسط سگ‌ها و گرگ‌ها خورده نشود. اما یهود از این قضیه اسطوره‌ای مثل اسطوره مسیح دجال ساخته است که می‌گوید ای آسمان ببار پس می‌بارد؛ ای زمین رویش کن و زمین رویش می‌کند یا اینکه روح را به جسد باز می‌گرداند و خزعبلاتی شبیه این که خداوند هیچبرهانی برای آنها نازل نفرموده است. حتی یک دلیل برای این سخنان بیهوده و خزعبلات در قرآن پیدا نمی‌شود. اما ما ثابت می‌کنیم ارواح ساکنان آتش بعد مرگشان وارد آتش می‌شوند. خداوند تعالی می‌فرماید:
{الَّذِينَ تَتَوَفَّاهُمُ الْمَلَائِكَةُ ظَالِمِي أَنفُسِهِمْ ۖ فَأَلْقَوُا السَّلَمَ مَا كُنَّا نَعْمَلُ مِن سُوءٍ ۚ بَلَىٰ إِنَّ اللَّـهَ عَلِيمٌ بِمَا كُنتُمْ تَعْمَلُونَ ﴿٢٨﴾ فَادْخُلُوا أَبْوَابَ جَهَنَّمَ خَالِدِينَ فِيهَا ۖ فَلَبِئْسَ مَثْوَى الْمُتَكَبِّرِينَ ﴿٢٩﴾} صدق الله العظيم [النحل].
{همانها که فرشتگان روحشان را می‌گیرند در حالی که به خود ظلم کرده بودند! در این موقع آنها تسلیم می‌شوند ما کار بدی انجام نمی‌دادیم! آری، خداوند به آنچه انجام می‌دادید عالم است! (۲۸) اکنون از درهای جهنم وارد شوید در حالی که جاودانه در آن خواهید بود! چه جای بدی است جایگاه مستکبران! (۲۹)}
در همچنین در روز قیامت به عذاب شدیدتری دچار می‌شوند که در آن جسم و روح باهم شریکند. خداوند تعالی در داستان مؤمن آل فرعون می‌فرماید:
{فَوَقَاهُ اللَّـهُ سَيِّئَاتِ مَا مَكَرُوا ۖ وَحَاقَ بِآلِ فِرْعَوْنَ سُوءُ الْعَذَابِ ﴿٤٥﴾ النَّارُ يُعْرَضُونَ عَلَيْهَا غُدُوًّا وَعَشِيًّا ۖ وَيَوْمَ تَقُومُ السَّاعَةُ أَدْخِلُوا آلَ فِرْعَوْنَ أَشَدَّ الْعَذَابِ ﴿٤٦﴾} صدق الله العظيم [غافر].
{خداوند او را از نقشه‌های سوء آنها نگه داشت، و عذاب شدید بر آل فرعون وارد شد! (۴۵) عذاب آنها آتش است که هر صبح و شام بر آن عرضه می‌شوند و روزی که قیامت برپا شود (می‌فرماید)آ فرعون را در سخت‌ترین عذابها وارد کنید (۴۶)}
ای علمای امت! روشن شد عالمی پایین‌تر از آسمان و بالاتر از زمین وجود دارد و خداوند تعالی می‌فرماید:
{لَهُ مَا فِي السَّمَاوَاتِ وَمَا فِي الْأَرْضِ وَمَا بَيْنَهُمَا وَمَا تَحْتَ الثَّرَىٰ ﴿٦﴾} صدق الله العظيم [طه]
{ از آن اوست آنچه در آسمانها، و آنچه در زمین، و آنچه میان آن دو، و آنچه در زیر خاک (پنهان) است! (۶)}
بر شماست که بدانید در این آیه از جهان‌ها صحبت می‌شود نه از خود آسمان و زمین و سیاره ها و ستاره ها و می فرماید:
{لَهُ مَا فِي السَّمَاوَاتِ}
و می‌دانید آسمان‌های هفتگانه پر از ملایکه هستند.
و اما این فرموده‌اش: {وَمَا بَيْنَهُمَا}
اشاره به جهانی دارد که ساکنان آتش در آن هستند و
پایین‌تر از آسمان و بالاتر از زمین قرار دارد.
و اما منظور از:
{وَمَا تَحْتَ الثَّرَىٰ}

مسیح دجال و لشکریانش هستند که در دل زمین(باطن ارض) و در زیر خاک در زمین مفروشه سکونت دارند.

ای علمای امت ممکن است نادانان شما بگویند:" این یمانی را چه می‌شود که می خواهد ما را درعقیده عذاب قبربه تردید بیندازد؟"و می‌گویم: به خدا قسم آنچه که باعث شده کافران در مورد اسلام تردید کنند، چیزی جزاین عقیده عذاب قبر شما نیست. خداوند دلیلی برای این عقیده نفرستاده است. چنانچه کسی از قرآن دلیلی برای (اثبات) عذاب قبر دارد، اگر راست می گوید؛ برایمان بیاورد! چرا که قرآن چیز دیگری می‌گوید وعذاب (برزخی)فقط بر نفس(روح) وارد می‌شود نه بر جسم. این را از قرآن برایتان استنباط کردیم. همچنین اینکه نفس (روح) به سمت آسمان می‌رود اما درهای آسمان به رویش گشوده نمی‌شود و سپس او را به آتشی می‌افکنند که پایین‌تر از آسمان و بالاتر از زمین است؛ این نکته را نیز با قرآن برایتان ثابت کردیم چرا که قرآن تأکید دارد که در شب معراج رسول از کنار اصحاب آتش عبور کرده است.
اگر کسی به من اعتراض دارد با قرآن مرا تسلیم و وادار به سکوت کند. به او خوشامد می گویم چرا که برای مردم روشن می شود آیا من در گمراهی آشکاری هستم یا راست می گویم .
وسلام الله على جميع علماء المُسلمين وأمّة الإسلام أجمعين وسلامٌ على المرسلين والحمدُ لله ربّ العالمين..
اگر کسی به من اعتراض دارد با قرآن مرا تسلیم و وادار به سکوت کند. به او خوشامد می گویم چرا که اگر مرا گمراه می‌بیند؛ این برای مردم روشن می شود. ولی اگر غرور وتعصب او را به گناه کشانده و بگوید: هههه، قصد استهزا دارد و سپس پشت کرده و می‌رود. به او می‌گویم: خدا تو را عفو کند و امیدوارم خداوند من و شما را به راه راست هدایت فرماید و مقصد راه، خداوند است؛ پس در مورد خداوند، بدون علم و هدایت و کتاب منیر؛ مجادله نکن. این کار اشتباه است و آن را نمی‌پذیرم و با علم و کتاب منیر تحدی می‌کنم. و سلام بر تمام انسان‌هایی که از مسیر هدایت پیروی می‌کنند.
أخو المسلمين في الله ويحبّهم في الله ناصر محمد اليماني
ـــــــــــــــــــــــ

اقتباس المشاركة: 4440 من الموضوع: المهديّ المنتظر يعلن بنتيجة النّصر من قبل الحوار لأنّ معلِّمي الواحد القهّار ..


الإمام ناصر محمد اليماني

27 - 09 - 1428 هـ
09 - 10 - 2007 مـ
05:59 صباحاً
ــــــــــــــــ


المهديّ المنتظر يعلن بنتيجة النّصر من قبل الحوار لأنّ معلِّمي الواحد القهّار ..


بسم الله الرحمن الرحيم
من المهديّ المنتظَر من أهل البيت المُطهّر خليفة الله في الأرض الإمام ناصر محمد اليماني إلى جميع علماء المسلمين على مختلف مذاهبهم وفرقهم وطوائفهم أجمعين، السلام عليكم ورحمة الله تعالى وبركاته. ثمّ أمّا بعد..

يا معشر علماء الأمّة إنّي أُشهد الله وملائكته وجميع الصالحين من جِنِّهِم وإنْسهم وكلّ ما يدبُّ في الأرض أو يطير بجناحيه من أُممٍ أمثالكم ثمّ إلى ربّهم يحشرون بأنّي أتحدّاكم أجمعين بالحقّ وليس تحدي الغرور للنزول إلى ميدان المبارزة بالحوار بالعلم والمنطق والقرآن العظيم في يميني وسنة محمدٍ رسول الله الحقّ في يساري، بالرجوع إلى الحقّ إن كنتم تؤمنون بالله ورسوله واليوم الآخر.

ولربّما يلومني أحدكم فيقول: "كيف تُعلن بنتيجة النّصر مقدماً من قبل الحوار ولا يزال ذلك في علم الغيب ولربّما يُلجمك علماء الأمّة ويخرسوا لسانك بالحقّ فما يدريك بأنّك من سوف تُلجمهم وتنتصر عليهم فتكون حُجّتك هي الداحضة؟". ومن ثمّ نردّ عليه ونقول: إنّ الرَّجل الصالح حين جاء إليه كليم الله موسى عليه الصلاة والسلام وقال له هل أتّبعك على أن تُعلّمني مما عُلّمت رُشداً؟ وقال له الرجل الصالح:
{إِنَّكَ لَن تَسْتَطِيعَ مَعِيَ صَبْرًا ﴿٦٧} صدق الله العظيم [الكهف].

ومن ثمّ ردّ عليه رسول الله وكليمه موسى وقال:
{سَتَجِدُنِي إِن شَاءَ اللَّـهُ صَابِرًا وَلَا أَعْصِي لَكَ أَمْرًا ﴿٦٩} صدق الله العظيم [الكهف].

ومن ثمّ انظروا إلى النتيجة الحقّ التي أعلنها الرجل الصالح قبل بدء الرحلة هل تحققت؟ ونقول بلى كان قوله حقّاً تحقق، ولم نجد رسول الله وكليمه موسى عليه الصلاة والسلام صبر حتى على واحدةٍ! وكلما أخلَّ الشرط المتفق عليه موسى قال له الرجل الصالح: ألم أقل إنّك لن تستطيع معي صبراً؟ ومن ثمّ حكم موسى على نفسه بعد قتل الغلام وقال:
{إِن سَأَلْتُكَ عَن شَيْءٍ بَعْدَهَا فَلَا تُصَاحِبْنِي ۖ قَدْ بَلَغْتَ مِن لَّدُنِّي عُذْرًا} صدق الله العظيم [الكهف:76].

ولكن موسى سأله عن فعلٍ أدنى من ذلك بكثير ليس إلّا مجرد بناء ولم يستطِع الصبر، ثمّ قال الرجل الصالح:
{قَالَ هَٰذَا فِرَاقُ بَيْنِي وَبَيْنِكَ ۚ سَأُنَبِّئُكَ بِتَأْوِيلِ مَا لَمْ تَسْتَطِع عَّلَيْهِ صَبْرًا ﴿٧٨﴾} صدق الله العظيم [الكهف].

وبعد أن أخبره بالتأويل للأفعال التي لم يستطع عليها صبراً والحكمة من ذلك قال الرجل الصالح:
{وَمَا فَعَلْتُهُ عَنْ أَمْرِي ۚ ذَٰلِكَ تَأْوِيلُ مَا لَمْ تَسْطِع عَّلَيْهِ صَبْرًا} صدق الله العظيم [الكهف].

وكذلك المهديّ المُنتظَر لم يقل هذه النتيجة عن أمره من ذات نفسه؛ بل بإلهامٍ من مُعلمي الله الواحد القهّار، فإن تبيّن للمسلمين بأنّي ألجمت علماءهم بالحقّ إلجاماً وانتصرت عليهم بالحوار بالمنطق الحقّ وأخرست ألسنتهم فلم يجد الذين لا تأخذهم العزّة بالإثم في أنفسهم حرجاً مما قضيت بالحكم الحقّ ويُسلّموا تسليماً، فقد تبيّن لجميع المسلمين بأنّي حقاً المهديّ المُنتظَر خليفة الله على البشر وأنّ مُعلّمي حقاً الحقّ الله الواحد القهّار.
وإن ألجمني علماء الأمّة فقد أصبحت من المهديين الضالّين بوسوسة الشيطان الرجيم وما كان وحي تفهيم من الحيّ القيوم، فلتكونوا يا معشر المسلمين على ذلك من الشاهدين، فلنبدأ الحوار بإذن الله الواحد القهّار وتوكلت على الله ومن يتوكل على الله فهو حسبه إنّ الله بالغ أمره قد جعل الله لكل شيءٍ قدراً. ربِّ زدني علماً إنك أنت السميعُ العليم إنك قُلت وقولك الحقّ:
{وَلَا يَأْتُونَكَ بِمَثَلٍ إِلَّا جِئْنَاكَ بالحقّ وَأَحْسَنَ تَفْسِيرًا ﴿٣٣﴾‏} صدق الله العظيم [الفرقان].

وإلى طاولة الحوار وقد أفلح اليوم من استعلى بالحقّ بالقول الحقّ والسلطان المُبين من القُرآن..

يا معشر علماء الأمّة، إني أنا المهديّ المُنتظَر الحقّ حقيقٌ لا أقول على الله إلّا الحقّ من الذكر الحقّ لمن شاء منكم أن يستقيم فأهديه إلى الصراط ـــــــــ المستقيم بالقرآن العظيم والذي أمرني ربّي أن أستمسك به كما أمر الله جدّي محمداً رسول الله ومن معه بالاستمساك بالقرآن العظيم وأنّه حجّة الله على رسوله وعلى المؤمنين وسوف يُسألون. وقال الله تعالى:
{فَاسْتَمْسِكْ بِالَّذِي أُوحِيَ إِلَيْكَ ۖ إِنَّكَ عَلَىٰ صِرَاطٍ مُّسْتَقِيمٍ ﴿٤٣﴾ وَإِنَّهُ لَذِكْرٌ لَّكَ وَلِقَوْمِكَ ۖ وَسَوْفَ تُسْأَلُونَ ﴿٤٤﴾} صدق الله العظيم [الزخرف].

ويا معشر علماء الأمّة، لقد اتّبعتم أحاديث فريقٍ من الذين أوتوا الكتاب من الصحابة ظاهر الأمر فردّوكم بعد إيمانكم كافرين، وأخرجوكم عن الصراط ــــــــ المستقيم وأنتم لا تعلمون بأنّ عقيدتكم قد أصبحت عقيدةً في الباطل وأنّكم قد كفرتم بعقائد أُمّ الكتاب في القرآن العظيم، ولو لم تزالوا على الهدى لما جاء قدر عصري وظهوري لأهديكم والمسلمين والنّاس أجمعين إلى صراط العزيز الحميد، ولم يبقَ من القرآن إلّا رسمه بين أيديكم ومن الإسلام إلّا اسمه ليس إلّا كجنسيةٍ تنتمون إليها إلّا من رحم ربّي، وركنتُم إلى الدنيا وأصابكم الوهن فأحببتم القصور ونسيتم القبور، وألهتكم الدنيا عن الآخرة فأحببتم الحياة وكرهتم الموت، وليس ذلك فحسب بل لا تأمرون بالمعروف ولا تنهون عن المنكر، وليس ذلك فحسب بل ترون الحقّ باطلاً والباطل حقاً، وذلك حال الأمّة فأصبحتم أذلةً في الأرض، وتداعت عليكم أُمم الكفر كافةً فلم تُقاتلوهم كافةً كما أمركم ربّكم إن قاتلوكم. وقال الله تعالى:
{وَقَاتِلُوا الْمُشْرِكِينَ كَافَّةً كَمَا يُقَاتِلُونَكُمْ كَافَّةً ۚ وَاعْلَمُوا أَنَّ اللَّهَ مَعَ الْمُتَّقِينَ} صدق الله العظيم [التوبة:36].

وأنا المهديّ المُنتظَر أُفتي وأحرّم على المسلمين أن يقتلوا كافراً لم يُقاتلهم ولم يصدّ دعوتهم ولو لم يؤمن بها فلا إكراه في الدّين، أأنتم تكرهون النّاس حتى يكونوا مؤمنين؟ ومن قتل كافراً بحجّة أنّه كافر فكأنما قتل النّاس جميعاً، سيئة ذلك في الكتاب عند ربّ العالمين؛ ومن قتل كفاراً لم يُقاتلوه فقد اعتدى على حدود الله.

وقال الله تعالى:
{وَقَاتِلُوا فِي سَبِيلِ اللَّهِ الَّذِينَ يُقَاتِلُونَكُمْ وَلَا تَعْتَدُوا ۚ إِنَّ اللَّهَ لَا يُحِبُّ الْمُعْتَدِينَ ﴿١٩٠﴾} صدق الله العظيم [البقرة].

ويا معشر المجاهدين إنما ابتعث الله محمداً رسول - الله صلّى الله عليه وآله وسلّم - رحمةً للعالمين فكونوا دُعاةً على بصيرةٍ من ربّكم في العالمين، ومن تصدّى لدعوتكم ومنعكم فهنا وجب عليكم قتاله بكل ما أوتيتم من قوة، ولا تقاتلوا من لم يُقاتلوكم في الدّين من الكافرين، وأقسطوا إليهم وعاملوهم معاملةً حسنة، وابتسموا لهم وقولوا لهم قولاً كريماً وجادلوهم بالتي هي أحسن واعفوا عنهم واصفحوا ولا تحقدوا عليهم لأنهم كافرين. كلا ثمّ كلا إن الله لم ينهَكم عنهم في القرآن العظيم ما داموا لم يقاتلونكم في الدّين ولم يخرجوكم من دياركم، بل أمركم الله أن تبرُّوهم وتقسطوا إليهم وإن كانوا كافرين. وقال الله تعالى:
{لَّا يَنْهَاكُمُ اللَّهُ عَنِ الَّذِينَ لَمْ يُقَاتِلُوكُمْ فِي الدّين وَلَمْ يُخْرِجُوكُم مِّن دِيَارِكُمْ أَن تَبَرُّوهُمْ وَتُقْسِطُوا إِلَيْهِمْ ۚ إِنَّ اللَّهَ يُحِبُّ الْمُقْسِطِينَ ﴿٨﴾} صدق الله العظيم [الممتحنة].

ولكن المهديّ المُنتظر يُحذّر قادة المسلمين وجميع المسلمين عن موالاة الذين يقاتلونكم في الدّين بحجّة الإرهاب ويخرجونكم من دياركم أو يُظاهرون فيعاونون على إخراجكم، فإنّه محرّمٌ عليكم موالاتهم ودعم اقتصادهم بالشراء منهم أو البيع لهم، فإنّه محرمٌ عليكم إن كنتم مؤمنين، وإن خفتم عيلةً يغنيكم الله من فضله إنّ الله لا يخلف الميعاد. فلا تقبلوا لهم سفاراتٍ ولا علاقاتٍ ما داموا يُقاتلون إخوانكم المسلمين ويخرجوهم من ديارهم أو يُظاهرون فيناصرون على إخراجهم بالسلاح أو بالمال وغيره نصرةً للمعتدين فإنّه محرمٌ عليكم التعامل معهم حتى يكفّوا عن الاعتداء على المسلمين، ومن يتولّهم منكم فإنه منهم. تصديقاً لقول الله تعالى:
{إِنَّمَا يَنْهَاكُمُ اللَّهُ عَنِ الَّذِينَ قَاتَلُوكُمْ فِي الدّين وَأَخْرَجُوكُم مِّن دِيَارِكُمْ وَظَاهَرُوا عَلَىٰ إِخْرَاجِكُمْ أَن تَوَلَّوْهُمْ ۚ وَمَن يَتَوَلَّهُمْ فَأُولَٰئِكَ هُمُ الظَّالِمُونَ ﴿٩﴾} صدق الله العظيم [الممتحنة].

ويا معشر المسلمين إنما جعلني الله لكم إماماً لأهديكم صراطاً مستقيماً، وقائداً حكيماً لتصحيح عقائدكم التي أفسدها المفترون على الله ورسوله.

وأنا المهديّ المُنتظَر أكفر بأنه يوجد هناك عذاب في القبر، وحفرة السوءة لستر جثمان الميت ليس إلّا سُنة غرابٍ بأمرٍ من الله ليُري القاتل من أبناء آدم كيف يواري سوءة أخيه، فيسترها في حفرة في التراب حتى لا تنهشها الكلاب والذئاب، ولكنّ الأحاديث المُفتراة جعلت من ذلك أسطورة لا لها أول ولا آخر، وأنّ القبر يحترق ويضيق حتى يُحطّم أضلاع المُسيء! وذلك حتى يشكك الباحثون عن الحقيقة في صدق عقيدة المسلمين في شأن عذاب القبر، ثمّ لا يجدون ما يعتقده المسلمون، ثم يقولون: "إنّ المسلمين على ضلالٍ فلم نجد في قبور كفارٍ نعلم بأنهم غيرُ مسلمين فبحثنا عنهم بعد حين ثمّ وجدنا الجثة لم تتحرك عن الوضع الذي تركناها عليه شيئاً، ولو عادت الروح إليه ولو برهةً لغيّر الميت وضعه من شدة العذاب! وكذلك لم نجد النّار قد اشتعلت في قبورهم، وكذلك لم نجد القبر ضاق عليهم حتى حطم أضلاعهم؛ بل وجدنا الجثة تحللت فأكلها الدود وعادت تراب، والهيكل العظمي كالوضع الذي تركنا الجثة عليه ولم نجد أضلاعه قد تحطمت شيئاً بل قائمة عارية من اللحم.

ثُمّ يزداد الباحثون كفراً بالإسلام وبما جاء به محمد رسول - الله صلّى الله عليه وآله وسلّم - وذلك هو ما يريده المفترون على الله ورسوله في شأن عذاب القبر.

وأنا المهديّ المُنتظَر أُفتي من القرآن العظيم فأنكر بأنّ العذاب البرزخيّ في حفرة السوءة؛ بل العذاب البرزخيّ على الروح التي لا تحيطون بعلمها ولا تستطيعون إرجاعها إلى جسدها: {الرُّوحُ مِنْ أَمْرِ رَبِّي} [الإسراء:85] أي قدرة ربّي كُن فيكون.


فهل تظنّون الروح التي هي من قدرة ربّي لا تستطيع أن تحيا إلّا بجسدها؟ كلا ثمّ كلا، فإن الروح لا تموت بفراق الجسد بل يموت الجسد بفراقها، بل هي التي تجعل الجسد حياً، وهي من قدرة الله كُن فيكون، فكيف لقدرة الله أن لا تستطيع الحياة إلّا بالجسد؟ بل لا تحتاج للجسد بل الجسد هو المُحتاج إليها، فلا يكون حياً إلّا بوجودها فيه وإذا غادرته فارق الحياة.

والحياة هي الروح، وأنت بالروح لا بالجسم إنساناً، بل هي المالكة لجميع الحواس الخمس فتجعله يرى ويتكلم ويتحرك ويتألم ويشمّ ويطعم ويفرح ويبكي ويحبّ ويكره، فإذا غادرت الجسد يموت الجسد بفراقها وهي لا تموت، فإمّا في الجّنة والنّعيم وإمّا في العذاب والجحيم، وإمّا أن تكون من الأرواح المُنظرة عند بارئها من الكفار الذين ماتوا من القرى قبل مبعث الرسل إليها فلا يكونوا في نعيمٍ ولا يكونوا في جحيمٍ. تصديقاً لقوله تعالى:
{وَمَا كُنَّا مُعَذِّبِينَ حَتَّىٰ نَبْعَثَ رَسُولًا} صدق الله العظيم [الإسراء:15].

أولئك لا يعلمون بأنّ الله يبعث الموتى حتى إذا بعثهم الله من مراقد سوآتهم فيقولون:
{يَا وَيْلَنَا مَن بَعَثَنَا مِن مَّرْقَدِنَا} صدق الله العظيم [يس:52].

ثُمّ يفتيهم المُنذرون من قبل:
{هَٰذَا مَا وَعَدَ الرَّحْمَٰنُ وَصَدَقَ الْمُرْسَلُونَ} صدق الله العظيم [يس:52].

وقال تعالى:
{وَلَقَدْ جِئْنَاهُم بِكِتَابٍ فَصَّلْنَاهُ عَلَىٰ عِلْمٍ هُدًى وَرَحْمَةً لِّقَوْمٍ يُؤْمِنُونَ ﴿٥٢﴾ هَلْ يَنظُرُونَ إِلَّا تَأْوِيلَهُ ۚ يَوْمَ يَأْتِي تَأْوِيلُهُ يَقُولُ الَّذِينَ نَسُوهُ مِن قَبْلُ قَدْ جَاءَتْ رُسُلُ رَبِّنَا بالحقّ فَهَل لَّنَا مِن شُفَعَاءَ فَيَشْفَعُوا لَنَا أَوْ نردّ فَنَعْمَلَ غَيْرَ الَّذِي كُنَّا نَعْمَلُ ۚ قَدْ خَسِرُوا أَنفُسَهُمْ وَضَلَّ عَنْهُم مَّا كَانُوا يَفْتَرُونَ ﴿٥٣﴾} صدق الله العظيم [الأعراف].

أولئك الكفار الذين ماتوا من القرى قبل مبعث الرسل إليهم هم أصحاب الأعراف، ولهم حجّة على ربّهم لأنهم ماتوا قبل مبعث الرُّسل إليهم. وقال الله تعالى:
{رُّسُلًا مُّبَشِّرِينَ وَمُنذِرِينَ لِئَلَّا يَكُونَ لِلنَّاسِ عَلَى اللَّهِ حجّة بَعْدَ الرُّسُلِ ۚ وَكَانَ اللَّهُ عَزِيزًا حَكِيمًا ﴿١٦٥﴾} صدق الله العظيم [النساء].

فهم ليسوا في عذاب في الحياة البرزخيّة ولا في النّعيم، وكذلك يوم القيامة ليسوا في الجّنة وليسوا في النّار؛ بل على الأعراف منتظرون لرحمة ربّهم ويطمعون أن يدخلهم جنّته برحمته، ولا يجعلهم مع أصحاب الجحيم. وكلّمهم الله بوحي التّفهيم أن يسألوه برحمته أن يدخلهم جنّته وأن لا يجعلهم مع أصحاب الجحيم. وقال الله تعالى:
{وَبَيْنَهُمَا حِجَابٌ ۚ وَعَلَى الْأَعْرَافِ رِجَالٌ يَعْرِفُونَ كُلًّا بِسِيمَاهُمْ ۚ وَنَادَوْا أَصْحَابَ الجّنة أَن سَلَامٌ عَلَيْكُمْ ۚ لَمْ يَدْخُلُوهَا وَهُمْ يَطْمَعُونَ ﴿٤٦﴾ وَإِذَا صُرِفَتْ أَبْصَارُهُمْ تِلْقَاءَ أَصْحَابِ النّار قَالُوا رَبَّنَا لَا تَجْعَلْنَا مَعَ الْقَوْمِ الظَّالِمِينَ ﴿٤٧﴾ وَنَادَىٰ أَصْحَابُ الْأَعْرَافِ رِجَالًا يَعْرِفُونَهُم بِسِيمَاهُمْ قَالُوا مَا أَغْنَىٰ عَنكُمْ جَمْعُكُمْ وَمَا كُنتُمْ تَسْتَكْبِرُونَ ﴿٤٨﴾ أَهَٰؤُلَاءِ الَّذِينَ أَقْسَمْتُمْ لَا يَنَالُهُمُ اللَّهُ بِرَحْمَةٍ} صدق الله العظيم [الأعراف:46-49].

ويقصدون أهل الجّنة بقولهم:
{ أَهَٰؤُلَاءِ } يا معشر الكفار الذين أقسمتم لا ينالهم الله برحمته؟ ثُمّ يستجيب ربّهم لدعوتهم برحمته فيناديهم من وراء الحجاب فيُكلِّمهم تكليماً فيقول لأهل الأعراف أرحم الراحمين: {ادْخُلُوا الجّنة لَا خَوْفٌ عَلَيْكُمْ وَلَا أَنتُمْ تَحْزَنُونَ} صدق الله العظيم [الأعراف:49].

وبالنسبة للأرواح فمنها ما هو معذَّبٌ ومنها ما هو منعَّمٌ ومكرَّمٌ وأولئك هم المُقربون الذين يدخلون الجّنة بغير حساب قبل يوم الحساب، وأمّا الأرواح الخبيثة فتلك عالم شياطين الجنّ والإنس يدخلون النّار بغير حساب من قبل يوم الحساب.

وبالنسبة للمقربين فهم قد أصبحوا ملائكةً من البشر أحياء عند ربّهم يُرزقون، وأما أصحاب اليمين فسلامٌ لك من أصحاب اليمين، ولكنهم لا يدخلون الجّنة قبل يوم الحساب، ويسمّون أصحاب اليمين وذلك لأنها سوف تُعطى لهم كتبٌ بأيمانهم، ويوجد هُناك كفارٌ كذلك لا يدخلون النّار قبل يوم الحساب؛ بل يؤخّر دخولهم حتى يتسلمون كتبهم بشمائلهم ولذلك يُسَمَّون أصحاب الشمال، وهؤلاء كانوا ضالين، أي ضلّ سعيهم في الحياة الدنيا وهم يحسبون أنهم مهتدون ولم يكونوا يعلمون أنهم على ضلالٍ مبينٍ. فهؤلاء لم يكن الله غاضبٌ عليهم إلّا أنه ليس راضيّاً عليهم، لأنهم ضلّوا عن الصراط المستقيم.

وأمّا غضبُ الله وسخطه فهو على طائفةٍ لم يكونوا من الضالين الذين ضلّ سعيهم في الحياة وهم يحسبون أنّهم مهتدون، بل إذا رأوا سبيل الحقّ لا يتخذونه سبيلاً لأنهم يعلمون أنه سبيل الحقّ وهم للحقّ كارهون، وإذا رأوا سبيل الباطل يتخذونه سبيلاً لأنهم يعلمون أنه سبيل الضلال، فيضلّون وهم يعلمون أنهم في طريق الضلال المبين، وينقمون ممّن آمن بالله واتّبع رسله ولم يشرك بالله شيئاً فيتخذونه لهم عدواً مبيناً لأنه وحَّدَ الله ربّ العالمين ولم يُشرك به شيئاً، فهذا لا يحبونه ويكيدون له لو استطاعوا وعليه ينقمون وعليه يألمون، ومن رأوه أشرك بالله فهو ينال رضاهم، ويحكم الله بيننا وبينهم. وقال الله تعالى:
{ذَٰلِكُم بِأَنَّهُ إِذَا دُعِيَ اللَّهُ وَحْدَهُ كَفَرْتُمْ ۖ وَإِن يُشْرَكْ بِهِ تُؤْمِنُوا ۚ فَالْحُكْمُ لِلَّهِ الْعَلِيِّ الْكَبِيرِ ﴿١٢﴾} صدق الله العظيم [غافر].

وأولئك هم المغضوب عليهم يعبدون الشيطان الرجيم لأنهم يعلمون أنّهُ عدوٌّ لله ربّ العالمين وأنّه الطاغوت فيتخذون هاروت وقبيله ماروت أولياء من دون الله ومثلهم:
{كَمَثَلِ الْعَنكَبُوتِ اتَّخَذَتْ بَيْتًا ۖ وَإِنَّ أَوْهَنَ الْبُيُوتِ لَبَيْتُ الْعَنكَبُوتِ ۖ لَوْ كَانُوا يَعْلَمُونَ} صدق الله العظيم [العنكبوت:41].

ولن يغنوا عنهم من الله شيئاً كما لم يغنِ بيت العنكبوت من البرد ولا من الحَرّ فهو أوهن البيوت وإنّما هو شبكةٌ لصيد رزق العنكبوت، ولكن لو كان أحدهم تشبّث ببيت العنكبوت فهل يُغنيه عن البرد أو يقيه من الحرّ أو يمسكه من الوقوع؟ وذلك نتيجة الذين اتّخذوا من دون الله أولياء فلن يغنوا عنهم من الله شيئاً، أولئك من أشدّ الكفار على الرحمن عتيّاً، ونعلم أنّهم أولى بنار جهنّم صِليّاَ، وذلك لأنّهم مؤمنون بالله ربّ العالمين ثمّ يكفرون به لأنهم يعلمون أنه الحقّ وهم للحقّ كارهون، فلا يتّخذون إليه سبيلاً ويتّخذون من افترى على الله خليلاً؛ أولئك ملعونون أينما ثُقِفوا أُخِذوا وقُتّلوا تقتيلاً، سُنّة الله في الذين خلوا أمثالهم ولن تجد لسنة الله تبديلاً؛ أولئك جاءت طائفةٌٌ منهم إلى محمدٍ رسول الله - صلّى الله عليه وسلّم - وقالوا نشهد أن لا إله إلّا الله ونشهدُ أنّ محمداً رسول الله كذباً ليس إلّا ظاهر الأمر وهم يبطنون الكُفر وهم يعلمون بأنّ الله حقّ ورسوله حقّ فاتّخذوا أيمانهم جُنّةً ليكونوا من رواة الحديث، فصدّوكم عن سبيل الله يا معشر المسلمين وافتروا على الله ورسوله بأحاديث تخالف هذا القرآن جملةً وتفصيلاً.

ومن الأحاديث المُفتراة أحاديث عذاب القبر أجمعين، فأوهموكم بأنّ عذاب البرزخ هو في قبر السوءة فجعلوا ذلك عقيدةً لدى المسلمين، وذلك حتى يظلّ النّاس أجمعون في شكٍ من العذاب بعد الموت، لأنّهم لا يجدون ما يعتقد به المسلمون من عذاب القبر.

ولولا هذه العقيدة التي ما أنزل الله بها من سلطان لاعتنق كثيرٌ من النّاس الإسلام لأنّهم وجدوا كثيراً من العلوم الحديثة مطابقةً لما جاء في القرآن العظيم، ولكن عقيدة عذاب القبر تصدّهم عن الإيمان لأنّهم لم يجدوا الكفار من أمواتهم يتعذبون في قبورهم كما يعتقد المسلمون! ونجح الصحابة المنافقون من اليهود فصدّوا عن سبيل الله؛ ألا ساء ما يفعلون.

ويا معشر علماء الأمّة، لقد أخبركم محمدٌ رسول الله - صلّى الله عليه وآله وسلّم - بالقاعدة التي تستطيعون من خلالها أن تُميّزوا الأحاديث الحقّ من الأحاديث المُفتراة، فقال لكم رسول الله صلّى الله عليه وآله وسلّم:
[ما تشابه مع القرآن فهو مني] صدق رسول الله صلّى الله عليه وآله وسلّم؛ بمعنى أنّ ما وجدتموه من أحاديثه مُخالفاً لحديث ربّه في القرآن المحفوظ فهو ليس منه؛ بل من عند غير الله ورسوله.

وكذلك يا معشر علماء الأمّة علّمكم الله بنفس هذه القاعدة بنصّ القرآن العظيم وأنّه ما وجدتم من الأحاديث لرسوله بأنّ بينها وبين القرآن اختلافاً كثيراً فإنّ ذلك من عند غير الله ورسوله. وقال الله تعالى:
{وَيَقُولُونَ طَاعَةٌ فَإِذَا بَرَزُوا مِنْ عِندِكَ بَيَّتَ طَائِفَةٌ مِّنْهُمْ غَيْرَ الَّذِي تَقُولُ ۖ وَاللَّهُ يَكْتُبُ مَا يُبَيِّتُونَ ۖ فَأَعْرِضْ عَنْهُمْ وَتَوَكَّلْ عَلَى اللَّهِ ۚ وَكَفَىٰ بِاللَّهِ وَكِيلًا ﴿٨١﴾ أَفَلَا يَتَدَبَّرُونَ الْقرآن ۚ وَلَوْ كَانَ مِنْ عِندِ غَيْرِ اللَّهِ لَوَجَدُوا فِيهِ اخْتِلَافًا كَثِيرًا ﴿٨٢﴾} صدق الله العظيم [النساء].

فكيف يا معشر علماء السُّنّة تُنكِرون هذا الحديث الحقّ في سنّة رسول الله والذي يتطابق مع حديث الله في القرآن العظيم وينطقان بالقاعدة والنّاموس والقانون الواحد في طريقة اكتشاف الأحاديث المدسوسة عن رسول الله كذباً في سنّته ولم ينطق بها محمد رسول الله صلّى الله عليه وسلم؟ فهل ترون يا معشر أهل السُّنة بأنّكم ضلَلْتم عن السُّنّة وعن القرآن؟ فاتّبعوني أهدِكم صراطاً مستقيماً.

وكذلك كثيرٌ من الشيعة ضلّوا ضلالاً بعيداً، وكذلك جميع المذاهب الإسلاميّة إلّا من استمسك بما استمسك به محمد رسول الله وقومه من الذين معه قلباً وقالباً، فتعالوا لننظر بماذا استمسكوا؟ إنّه القرآن العظيم:
{فَاسْتَمْسِكْ بِالَّذِي أُوحِيَ إِلَيْكَ ۖ إِنَّكَ عَلَىٰ صِرَاطٍ مُّسْتَقِيمٍ ﴿٤٣﴾ وَإِنَّهُ لَذِكْرٌ لَّكَ وَلِقَوْمِكَ ۖ وَسَوْفَ تُسْأَلُونَ ﴿٤٤﴾} صدق الله العظيم [الزخرف].

إذاً القرآن حجّة الله على رسوله وعلى المؤمنين، وإنّما محمدٌ رسول الله يهدي النّاس بالقرآن ويُبيّنه لهم، والأحاديث الحقّ جاءت بياناً لبعض آيات القرآن العظيم. تصديقاً لقول الله تعالى:
{وَأَنزَلْنَا إِلَيْكَ الذِّكْرَ لِتُبَيِّنَ لِلنَّاسِ مَا نُزِّلَ إِلَيْهِمْ وَلَعَلَّهُمْ يَتَفَكَّرُونَ} صدق الله العظيم [النحل:44].

وذلك لأنّ القرآن نورٌ بيد محمد رسول الله - صلّى الله عليه وآله وسلّم - ليُخرج النّاس من الظلمات إلى النّور. وقال الله تعالى:
{يَا أيّها النّاس قَدْ جَاءَكُم بُرْهَانٌ مِّن ربّكم وَأَنزَلْنَا إِلَيْكُمْ نُورًا مُّبِينًا ﴿١٧٤﴾ فأمّا الَّذِينَ آمَنُوا بِاللَّهِ وَاعْتَصَمُوا بِهِ فَسَيُدْخِلُهُمْ فِي رَحْمَةٍ مِّنْهُ وَفَضْلٍ وَيَهْدِيهِمْ إِلَيْهِ صِرَاطًا مُّسْتَقِيمًا ﴿١٧٥﴾} صدق الله العظيم [النساء].

ويا معشر علماء الأمّة سبق وأن أنكرتُ عذاب القبر في خطاب قبل هذا بأكثر من سنتين ولم يتجرّأ أحد من علماء الأمّة أن يُفتي بأنّ ناصر اليماني على باطل، وسوف ننسخ لكم نفس الخطاب القديم في شأن عذاب القبر الذي ما أنزل الله به من سلطان في القرآن.
_____________


ناصر اليماني يدعو العلماء إلى الحوار عبر الإنترنت العالميّة ..

بسم الله الرحمن الرحيم، وبه نستعين على أمور الدُّنيا والدين، والصلاة والسلام على سيد الأنبياء والمُرسَلين إلى النّاس كافة، وعلى جميع رُسل الله في الأوّلين والآخرين، وعلى من تبِعهم بإحسانٍ إلى يوم الدين، ثمّ أما بعد..

يا معشر علماء الأمّة إنّي أدعوكم إلى الحوار للعودة إلى كتاب الله وسُنّة رسوله لجمع شملكم وتوحيد صفّكم، وأحكم بينكم فيما كنتم فيه تختلفون مستنبطاً الحُكم الحقّ والقول الفصل من كتاب الله، وأُحقُّ الحقّ وأبطل الباطل الذي أضافته اليهود عن رسول الله كذباً، ولن أستطيع إقناعكم ما لم تعتصموا بحبل الله جميعاً، فإن أبيتُم فستظلّون على تفرّقكم وفشلكم. وكيف أستطيع إقناعكم بالحقّ ما لم تستجيبوا إلى داعي الحقّ وهو الرجوع إلى كتاب الله؟ وتالله لا أعلم بحلٍّ لجمع شتاتكم غير ذلك، فإنّكم قد وقعتم فيما نهاكم الله عنه وفرّقتم دينكم شيعاً وكلّ حزبٍ بما لديهم فرحون. ولكن حزب الله ليس إلّا واحداً، وهم من كانوا على ما كان عليه محمد رسول الله والذين معه قلباً وقالباً ولا يقولون على الله ورسوله غير الحقّ. فتعالوا لننظر بما استمسك به محمدٌ رسول الله والذين معه وقال تعالى: {وَالَّذِينَ يُمَسِّكُونَ بِالْكِتَابِ وَأَقَامُوا الصَّلَاةَ إِنَّا لَا نُضِيعُ أَجْرَ الْمُصْلِحِينَ ﴿١٧٠﴾} صدق الله العظيم [الأعراف].

وقال تعالى: {فَاسْتَمْسِكْ بِالَّذِي أُوحِيَ إِلَيْكَ ۖ إِنَّكَ عَلَىٰ صِرَاطٍ مُّسْتَقِيمٍ ﴿٤٣﴾ وَإِنَّهُ لَذِكْرٌ لَّكَ وَلِقَوْمِكَ ۖ وَسَوْفَ تُسْأَلُونَ ﴿٤٤﴾} صدق الله العظيم [الزخرف].

وقال تعالى: {إِنَّا نَحْنُ نَزَّلْنَا الذِّكْرَ وَإِنَّا لَهُ لَحَافِظُونَ ﴿٩﴾} صدق الله العظيم [الحجر].

ويا معشر علماء الأمّة، ألا ترون بأنّ الذِّكْر المحفوظ حجّة الله على محمدٍ رسول الله إن لم يعمل به ويُبلّغ النّاس به، وكذلك حجّة الله على المسلمين إن اتّخذوا هذا القرآن مهجوراً واستمسكوا بما خالف هذا القرآن جملةً وتفصيلاً؟ غير أنّي لا أكفر بسُنّة رسول الله الحقّ التي إمّا أن توافق هذا القرآن أو لا تخالف هذا القرآن ولو لم أجد لبعض الأحاديث برهاناً في القرآن فيجب عليّ الأخذ به ما دام قد رُوي عن رسول الله صلّى الله عليه وآله وسلّم، وإن كان حديثاً مُفترى فليس عليَّ إثمٌ شيئاً؛ بل إثمه على من افتراه.

أما إذا وجدت الحديث قد خالف ما أنزله الله في القرآن فجاء مُخالفاً للآيات المحكمات البيّنات ومن ثمّ آخذ به فقد كفرت بهذا القرآن العظيم واتَّبعت أحاديث فريقٍ من الذين أوتوا الكتاب من الذين حذّرنا الله منهم وحذّر رسوله، أولئك فريق تظاهروا بالإسلام كذباً فصدّوا عن سبيل الله بأحاديث ما أنزل الله بها من سلطان، وقال تعالى: {وَدَّ كَثِيرٌ مِّنْ أَهْلِ الْكِتَابِ لَوْ يَرُدُّونَكُم مِّن بَعْدِ إِيمَانِكُمْ كُفَّارًا حَسَدًا مِّنْ عِندِ أَنفُسِهِم مِّن بَعْدِ مَا تَبَيَّنَ لَهُمُ الْحَقُّ ۖ فَاعْفُوا وَاصْفَحُوا حَتَّىٰ يَأْتِيَ اللَّـهُ بِأَمْرِهِ ۗ إِنَّ اللَّـهَ عَلَىٰ كُلِّ شَيْءٍ قَدِيرٌ ﴿١٠٩﴾} صدق الله العظيم [البقرة].

وقال تعالى: {يَا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُوا إِن تُطِيعُوا فَرِيقًا مِّنَ الَّذِينَ أُوتُوا الْكِتَابَ يَرُدُّوكُم بَعْدَ إِيمَانِكُمْ كَافِرِينَ ﴿١٠٠﴾ وَكَيْفَ تَكْفُرُونَ وَأَنتُمْ تُتْلَىٰ عَلَيْكُمْ آيَاتُ اللَّـهِ وَفِيكُمْ رَسُولُهُ ۗ وَمَن يَعْتَصِم بِاللَّـهِ فَقَدْ هُدِيَ إِلَىٰ صِرَاطٍ مُّسْتَقِيمٍ ﴿١٠١﴾} صدق الله العظيم [آل عمران].

وقال تعالى: {يَا أَيُّهَا النَّاسُ قَدْ جَاءَكُم بُرْهَانٌ مِّن رَّبِّكُمْ وَأَنزَلْنَا إِلَيْكُمْ نُورًا مُّبِينًا ﴿١٧٤﴾ فَأَمَّا الَّذِينَ آمَنُوا بِاللَّـهِ وَاعْتَصَمُوا بِهِ فَسَيُدْخِلُهُمْ فِي رَحْمَةٍ مِّنْهُ وَفَضْلٍ وَيَهْدِيهِمْ إِلَيْهِ صِرَاطًا مُّسْتَقِيمًا ﴿١٧٥﴾} صدق الله العظيم [النساء].

يا معشر علماء أمّة الإسلام، لقد تفرّقتم إلى أحزابٍ وشيعٍ وقد جعلني الله حكماً بينكم بالحقّ، وربّما يأتي في بعض خطاباتي أمرٌ موجود من قَبْلُ عند بعض طوائفكم وتنكره طائفةٌ أخرى، ثمّ يزعم بعض الجاهلين بأنّي أنتمي إلى مذهب هذه الطائفة غير أنّه لو يتتبّع خطاباتي لوجد بأنّي أخالفها في أمرٍ آخر ويوجد هذا الأمر عند طائفةٍ أُخرى.

يا معشر علماء الأمّة، إنّما أنا حَكَمٌ بينكم بالحقّ فيما كنتم فيه تختلفون من أمور دينكم، ولا ينبغي لي أن أستنبط حكمي من غير كتاب الله ذلك لأنّي لو استنبطت حكمي من السُنّة لما استطعت أن أقنعكم بالحكم الحقّ، ذلك بأنّ الذين لا يوافق هواهم الحكم الحقّ سوف يطعنون في الحديث الحقّ وفيمن رواه وأنّه ليس عن رسول الله أو يضعِّفوه أو يقولوا فيه إدراج، ومن ثمّ ندخل في جدالٍ وحوارٍ طويلٍ ربّما لا نخرج منه بنتيجة، فيذهب كل منّا وهو مُصِرٌّ على جداله.

فمن أجل ذلك أتحدّى جميع علماء المسلمين على مختلف مذاهبهم وفِرقهم بالحكم الحقّ مستنبطاً لهم من آيات القرآن العظيم ولن أجعل لهم عليّ سلطاناً فأحكم بالقياس أو اجتهاداً مني ثمّ أقول: والله أعلم ربّما يكون حُكمي صحيحاً وربّما أخطأت! هذا قول لن آخذ به ولن أقبله من أيّ عالِمٍ، بل أحاوركم بآياتٍ في نفس الموضوع فلا نحيد عنه قيد شعرة، فمن اهتدى فلنفسه ومن أبى وقال حسبي ما وجدت عليه سلفي الذين من قبلي فأقول حتى لو خالف القرآن فهذا هو قول الجاهلية الأولى هذا ما وجدنا عليه آباءنا فكيف أُفرّط في سلفي الصالح. ولو كان سوف يُجادلني بآيةٍ من القرآن لما استطاع أن يغلبني شيئاً كما سيزعم، ذلك بأنّي سوف آخذ هذه الآية التي يُجادلني بها فأفسّرها خيراً منه وأحسن تفسيراً.

يا معشر علماء الأمّة الإسلاميّة، إن كنتم تؤمنون بكتاب الله حقَّ إيمانه فإنّي أتحدّاكم بالحقّ وليس تحدي الغرور، فلنحتكم إلى كتاب الله الذي لا يأتيه الباطل من بين يديه ولا من خلفه هُدًى ورحمةً للمؤمنين محفوظ إلى يوم الدين.

أما سُنّة رسول الله فقد استطاع الباطل أن يأتيها من بين يديها في عهد رسول الله ومِن خلفها من بعد وفاته وحرّفوا فيها كثيراً، ولم يعِدكم الله بحفظها من التحريف ولكنّه سبحانه وتعالى لم يجعل لكم عليه سلطاناً؛ بل بيّن لكم في القرآن بأنّ ما كان من أحاديث السُّنّة من عند غير الله فسوف نجد بينه وبين القرآن اختلافاً كثيراً، فمن آمن بهذه القاعدة فقد هُدي إلى صراطٍ مستقيمٍ واعتصم بحبل الله القرآن العظيم،ومن قال بأنّ السُّنّةَ تنسخ القرآن وأصرّ على ذلك فقد كفر بالقرآن، فلا أستطيع إقناعه أبداً وسوف يحكم الله بيني وبينه بالحقّ وهو خير الحاكمين.

يا معشر علماء الأمّة، لقد وجدت في كتاب الله بأّنهُ يوجد هناك عذابٌ للكفار من بعد الموت غير أنّ الله ورسوله لم يقولا بأنّ العذاب البرزخيّ يوجد في هذه الحُفرة التي تحفرونها لستر سوءات أمواتكم، فأيّ افتراءٍ أوقعكم فيه اليهود! بل كما يعلم الله لولا هذه العقيدة التي ما أنزل الله بها من سلطانٍ لاعتنق كثيرٌ من النّاس دين الإسلام، ولكنّكم أخبرتموهم بأنّ قبور الكفار تشتعل ناراً وتضيق عليهم حتى تتحطّم أضلاعهم، فبحثوا عن صحة هذه العقيدة على الواقع الحقيقي لقبر أحد الكفار بعد حينٍ من موته فوجدوا بأنّ الأضلاع لم تتحطّم شيئاً ولم يجدوا هذا القبر يحترق ناراً غير أنّهم وجدوا الجثة قد عادت إلى أصلها تراب وإذا الأضلاع قائمة وليس بها أي كسر، ووجدوا الهيكل العظمي كالوضع الذي تركوه عليه ولم تعُد الحياة لهذا الجسد بعد أن تركوه، ولو عادت الروح إلى الجسد ولو برهةً لتحرّك الميّت وغيّر وضعه السابق. ومن ثمّ خرج الباحثون عن حقيقة عقيدة المسلمين في عذاب القبر بنتيجة هي المزيد من الكفر وإقامة الحجّة على المسلمين بأنّهم لم يجدوا مما يعتقدونه شيئاً، فنجح اليهود بمكر عذاب القبر في صدّ الكثير من العالمين. ولكنّ القرآن يُنكر ذلك جملةً وتفصيلاً ويؤكّد العذاب بعد الموت مباشرةً.

إمّا في نعيمٍ وإمّا في جحيم؛ ما بعد الدنيا مِن دارٍ إلّا الجّنة أو النّار، وأرواح أهل النّار في النّار، وأرواح أهل الجّنة في الجّنة، فأمّا الذين سوف يدخلون الجّنة ولا تُسلَّم لهم كتب أولئك هم المقربون السابقون بالخيرات والشهداء في سبيل الله، وأمّا الذين سوف تُصرف لهم كتب فهم سيدخلون الجّنة بحساب ويؤجل دخولهم إلى يوم الحساب؛ أولئك هم أصحاب اليمين.

والروح من أمر قدرته تعالى لا تموت أبداً، فهي التي ترى وتسمع وتتكلم وتشمّ وتطعم وتحس وتتألم وتحب وتكره، فهذه الروح التي هي من أمر قدرة ربّي كُن فيكون، هي التي جعلت هذا الجسد حيّاً ويتحرك سعياً وتحمله في الطلوع وتمسكه في النزول وتشم وتطعم وترى وتتكلم وتحس وتتألم، فهل رأى أحدكم في المنام بأنّه يتعذب رغم أنه لم يلمس جسده شيء؟ ولكنّه أحسّ بالعذاب في الحلم كما يحسّه في العلم تماماً ولم يكن الفرق بينهما شيئاً، حتى إذا أفاق وإذا بقلبه لم يزل يركض من الهلع والفزع. وقال محمد رسول الله صلّى الله عليه وآله وسلّم: [كفى بالمرء أن يوعظ في منامه] صدق رسول الله صلّى الله عليه وآله وسلّم.

إن في ذلك لآيةً لكم، فلو كنتم تعقلون لما جادلتم في عذاب البرزخ شيئاً ولآمنتم بأنّ الروح من أمر ربّي وما أوتيتم من العلم إلّا قليلاً، ولكنّكم تظنّون بأنّ الروح لا تحيا بدون الجسد، فكيف تتعذّب بدون جسدها؟ فلا بد أن تعود إلى الجسد في القبر لكي ترى وتسمع وتتكلم وتتألّم، ولكنّكم ترون في المنام وأنتم لم تستخدموا أعينكم وتألّمتم ولم يمسَّ جلودكم شيء، فلماذا لا تؤمنون بالعذاب من بعد الموت يا معشر الكفار؟ وأين ذهبت أرواحكم بعد أن خرجت من الجسد الذي أصبح ساكناً بسبب خروج الروح؟ ذلك بأنّ الروح من أمر الله، وروح قدرته تعالى لا تحتاج إلى الجسد لكي تحيا؛ بل هي التي تجعل الجسد حياً فإذا فارقته فارق الحياة.

إذاً سرّ الحياة في الروح، فأنت بالروح لا بالجسم إنساناً.

فيا معشر علماء أمّة الإسلام ألم يقل الله لكم في القرآن بأنّ العذاب البرزخيّ على الأنفس فقط بعد خروجهن من الأجساد في نفس اليوم فتذهب إلى عالَم العذاب تاركةً الجسد وراءها فيموت لفراقها ويعود إلى أصله تراب؟ وأخبركم القرآن بهذا العذاب البرزخيّ على النّفس بعد خروجها من الجسد. وقال الله تعالى: {وَلَوْ تَرَىٰ إِذِ الظَّالِمُونَ فِي غَمَرَاتِ الْمَوْتِ وَالْمَلَائِكَةُ بَاسِطُو أَيْدِيهِمْ أَخْرِجُوا أَنفُسَكُمُ ۖ الْيَوْمَ تُجْزَوْنَ عَذَابَ الْهُونِ بِمَا كُنتُمْ تَقُولُونَ عَلَى اللَّـهِ غَيْرَ الْحَقِّ وَكُنتُمْ عَنْ آيَاتِهِ تَسْتَكْبِرُونَ} صدق الله العظيم [الأنعام:93].

ولكن هل تقتحم من الأرض إلى السماء؟ نقول لا تقتحم أرواح الكفار بل ترتفع إلى مكانٍ دون السماء وفوق الأرض ثمّ يكونون مَلأً أعلى بالنسبة لأهل الأرض، ولكنّهم دون السماء ذلك بأنّ الملائكة تحملهم إلى السماء فلا تُفتحُ لهم السماءُ أبوابها للاختراق إلى الجّنة، ومن ثمّ تسقطهم الملائكة فيخرّون من السماء إلى مكانٍ سحيقٍ وهي النّار، وتوجد دون السماء وفوق الأرض، فهي بين السماء والأرض. وقال الله تعالى: {وَإِنَّ لِلْمُتَّقِينَ لَحُسْنَ مَآبٍ ﴿٤٩﴾ جَنَّاتِ عَدْنٍ مُّفَتَّحَةً لَّهُمُ الْأَبْوَابُ ﴿٥٠﴾ مُتَّكِئِينَ فِيهَا يَدْعُونَ فِيهَا بِفَاكِهَةٍ كَثِيرَةٍ وَشَرَابٍ ﴿٥١﴾ وَعِندَهُمْ قَاصِرَاتُ الطَّرْفِ أَتْرَابٌ ﴿٥٢﴾ هَـٰذَا مَا تُوعَدُونَ لِيَوْمِ الْحِسَابِ ﴿٥٣﴾ إِنَّ هَـٰذَا لَرِزْقُنَا مَا لَهُ مِن نَّفَادٍ ﴿٥٤﴾ هَـٰذَا ۚ وَإِنَّ لِلطَّاغِينَ لَشَرَّ مَآبٍ ﴿٥٥﴾ جَهَنَّمَ يَصْلَوْنَهَا فَبِئْسَ الْمِهَادُ ﴿٥٦﴾ هَـٰذَا فَلْيَذُوقُوهُ حَمِيمٌ وَغَسَّاقٌ ﴿٥٧﴾} صدق الله العظيم [ص].

يا معشر علماء الأمّة تيقّظوا فسوف ينتقل سياق الآية إلى عذابٍ آخر، وهو العذاب البرزخيّ بعد الموت وقبل البعث، ولكنّ أموات الكفار لا يجدون أُناساً قد ماتوا قبلهم وكانوا يعدُّونهم من الأشرار، لأنّهم يذكرون آلهتهم بسوء وقاموا بقتلهم، ولكنّهم لم يجدوهم أمامهم في النّار ذلك لأنّهم في علّيّين في نعيمٍ عند ربّهم يُرزقون.

وعلينا أن نعود إلى مواصلة الآية التي تتحدّث عن نعيم وجحيم يوم القيامة، ثمّ انتقل الوصف إلى عذابٍ آخر وهو العذاب البرزخيّ. قال تعالى: {وَآخَرُ مِن شَكْلِهِ أَزْوَاجٌ ﴿٥٨﴾} صدق الله العظيم [ص]، والعذاب الآخر هو العذاب البرزخيّ من بعد الموت وقبل البعث.

ثم يصف الله حوارهم: {هَـٰذَا فَوْجٌ مُّقْتَحِمٌ مَّعَكُمْ} صدق الله العظيم [ص:59]، وقال هذا ملائكةُ خزنة جهنّم يبشِّرون أصحاب النّار بقدوم فوجٍ من الكفار مقتحمين من الأرض من بعد أن أهلكهم الله بعد تكذيبهم لرسل ربّهم. فانظروا إلى الجواب من أصحاب النّار الأولين ولم يرحّبوا بالضيوف الجدد: {لَا مَرْحَبًا بِهِمْ ۚ إِنَّهُمْ صَالُو النَّارِ ﴿٥٩﴾ قَالُوا بَلْ أَنتُمْ لَا مَرْحَبًا بِكُمْ ۖ أَنتُمْ قَدَّمْتُمُوهُ لَنَا ۖ فَبِئْسَ الْقَرَارُ ﴿٦٠﴾ قَالُوا رَبَّنَا مَن قَدَّمَ لَنَا هَـٰذَا فَزِدْهُ عَذَابًا ضِعْفًا فِي النَّارِ ﴿٦١﴾} صدق الله العظيم [ص].

ومن ثمّ تلفّتوا يساراً ويميناً هل يجدون أُناساً كانوا يذكرون آلهتهم بسوءٍ وصدّقوا الأنبياء وقد قاموا بقتلهم؟ ولكنّهم لم يجدوهم في النّار مع الهالكين الأولين: {وَقَالُوا مَا لَنَا لَا نَرَىٰ رِجَالًا كُنَّا نَعُدُّهُم مِّنَ الْأَشْرَارِ ﴿٦٢﴾ أَتَّخَذْنَاهُمْ سِخْرِيًّا أَمْ زَاغَتْ عَنْهُمُ الْأَبْصَارُ ﴿٦٣﴾ إِنَّ ذَٰلِكَ لَحَقٌّ تَخَاصُمُ أَهْلِ النَّارِ ﴿٦٤﴾} .. إلى قوله: {قُلْ هُوَ نَبَأٌ عَظِيمٌ ﴿٦٧﴾ أَنتُمْ عَنْهُ مُعْرِضُونَ ﴿٦٨﴾ مَا كَانَ لِيَ مِنْ عِلْمٍ بِالْمَلَإِ الْأَعْلَىٰ إِذْ يَخْتَصِمُونَ ﴿٦٩﴾} صدق الله العظيم [ص].

فهل تبيّن لكم يا معشر علماء الأمّة بأنّ النّار فوق الأرض ودون السماء؟ وتستنبطون ذلك من قصة تخاصمهم في قوله تعالى: {إِنَّ ذَٰلِكَ لَحَقٌّ تَخَاصُمُ أَهْلِ النَّارِ ﴿٦٤﴾} .. إلى قوله: {مَا كَانَ لِيَ مِنْ عِلْمٍ بِالْمَلَإِ الْأَعْلَىٰ إِذْ يَخْتَصِمُونَ ﴿٦٩﴾} صدق الله العظيم.

إذاً أهل النّار بالنسبة لأهل الأرض ملأٌ أعلى، وبالنسبة لأهل الجّنة فأهل النّار ملأٌ أدنى، ذلك لأنّ النّار توجد دون السماء وفوق الأرض، أم إنّكم لا تصدّقون بقصة خاتم الأنبياء والمرسَلين بأنّه أُسري به إلى المسجد الأقصى ثمّ إلى سدرة المنتهى بالأفق الأعلى، وإنّه مرّ بأهل النّار في طريق المعراج وشهِد عذابهم البرزخيّ؟ ألا ترون كيف أنّ القرآن قد وافق مؤكداً قصة الإسراء والمعراج وأنّ النّار كانت على طريق رسول الله - صلّى الله عليه وسلّم - في ليلة المعراج فمرّ بهم وشهِد عذابهم تصديقاً لوعد الله لرسوله في القرآن العظيم في قوله تعالى: {وَإِنَّا عَلَىٰ أَن نُّرِيَكَ مَا نَعِدُهُمْ لَقَادِرُونَ ﴿٩٥﴾} صدق الله العظيم [المؤمنون].

ولكن بعقيدتكم بأنّ العذاب البرزخيّ في القبر وكلّاً يتعذب على حِده في قبره قد نفيتم قصة معراج الرسول، ذلك بأنّ رسول الله قال بأنّه وجدهم في النّار جميعاً وليسوا أشتاتاً في قبورهم. وهل جعل الله القبر إلّا سُنّة غرابٍ إلّا لكي يكون ذلك بعيداً عن العقائد، فعلّمنا الغراب كيف نواري سوءة أمواتنا وذلك ستراً للعورة وحفظاً لرائحة الجثة النتنة للإنسان؛ بل هي أعظم نتانةً من رائحة جسد الحيوان، وذلك تكريماً لجسد الإنسان فلا تأكله الكلاب والذئاب. ولكن اليهود جعلوا من ذلك أسطورة كأسطورة فتنة المسيح الدجال يقول يا سماء أمطري فتمطر! ويا أرض أنبتي فتنبت! ويعيد الروح إلى جسدها! إلى غير ذلك من الخزعبلات التي ما أنزل الله بها من سلطانٍ، ولا يوجد لخزعبلاتهم برهانٌ واحدٌ فقط في القرآن، ولكنّنا نثبت بأنّ أرواح أهل النّار في النّار من بعد موتهم وقال تعالى: {الَّذِينَ تَتَوَفَّاهُمُ الْمَلَائِكَةُ ظَالِمِي أَنفُسِهِمْ ۖ فَأَلْقَوُا السَّلَمَ مَا كُنَّا نَعْمَلُ مِن سُوءٍ ۚ بَلَىٰ إِنَّ اللَّـهَ عَلِيمٌ بِمَا كُنتُمْ تَعْمَلُونَ ﴿٢٨﴾ فَادْخُلُوا أَبْوَابَ جَهَنَّمَ خَالِدِينَ فِيهَا ۖ فَلَبِئْسَ مَثْوَى الْمُتَكَبِّرِينَ ﴿٢٩﴾} صدق الله العظيم [النحل].

وكذلك يوم القيامة يُردّون إلى أشدِّ العذاب بالروح والجسم معاً. وقال تعالى في قصة مؤمن آل فرعون قال: {فَوَقَاهُ اللَّـهُ سَيِّئَاتِ مَا مَكَرُوا ۖ وَحَاقَ بِآلِ فِرْعَوْنَ سُوءُ الْعَذَابِ ﴿٤٥﴾ النَّارُ يُعْرَضُونَ عَلَيْهَا غُدُوًّا وَعَشِيًّا ۖ وَيَوْمَ تَقُومُ السَّاعَةُ أَدْخِلُوا آلَ فِرْعَوْنَ أَشَدَّ الْعَذَابِ ﴿٤٦﴾} صدق الله العظيم [غافر].

يا معشر علماء الأمّة، قد تبيّن عالَمٌ دون السماء وفوق الأرض، وقال تعالى: {لَهُ مَا فِي السَّمَاوَاتِ وَمَا فِي الْأَرْضِ وَمَا بَيْنَهُمَا وَمَا تَحْتَ الثَّرَىٰ ﴿٦﴾} صدق الله العظيم [طه]، فعليكم أن تعلموا بأنّ هذه الآية تتكلم عن عوالمٍ ولا تتكلم عن ذات السماء والأرض والكواكب والنجوم، فقال: {لَهُ مَا فِي السَّمَاوَاتِ} وتعلمون بأنّ السموات السبع مليئةٌ بالملائكة. وأما قوله: {وَمَا بَيْنَهُمَا} فتلك عوالم أهل النّار في النّار دون السماء وفوق الأرض. وأما قوله: {وَمَا تَحْتَ الثَّرَىٰ} فذلك هو المسيح الدجال وجيوشه يوجدون في باطن الأرض تحت الثرى في الأرض المفروشة.

يا معشر علماء الأمّة، ربّما الجاهلون منكم يقولون: "ما بال هذا اليماني يريدُ أن يشكّكنا في عقيدتنا في عذاب القبر؟" فأقول: تالله بأنّ ما يجلب للكفار الشكّ في الإسلام غير عقيدتكم في عذاب القبر الذي ما أنزل الله به من سلطانٍ، ومن كان عنده سلطاناً على عذاب القبر من القرآن فليأتنا به إن كان من الصادقين! ذلك بأنّ القرآن يقول غير ذلك بأنّ العذاب على النّفس فقط من دون الجسم، واستنبطنا لكم ذلك من القرآن وكذلك استنبطنا لكم بأنّها تصعد إلى السماء ثمّ لا تفتح لها السماء أبوابها، ثمّ يلقون بها في النّار دون السماء وفوق الأرض، وأثبتنا لكم ذلك من القرآن حتى تأكّد لنا حقيقة مرور الرسول على أصحاب النّار في معراجه.

ومن كان له أيّ اعتراض على خطابنا فيلجمني من القرآن فليتفضل مشكوراً فيبرهن للناس بأنّي على ضلالٍ مبينٍ إن كان من الصادقين.. وسلامُ الله على جميع علماء المسلمين وأمّة الإسلام أجمعين، وسلامٌ على المرسَلين، والحمدُ لله ربّ العالمين.

ومن كان له أيّ اعتراضٍ على خطابنا فيلجمني من القرآن فليتفضل مشكوراً فيبرهن للناس بأنّني على ضلالٍ مبينٍ إن كان يراني كذلك، وأمّا أن تأخذهُ العزّة بالإثم فيقول: هههه. ويقصد بذلك ضحكة الاستهزاء فيُنكر ثم يولّي مدبراً فأقول: عفى الله عنك وأرجو من الله أن يهديني وإياك إلى صراطٍ مستقيمٍ وإلى الله قصد السبيل فلا تجادل في الله بغير علم ولا هدًى ولا كتابٍ منيرٍ، فهذا غلطٌ ولا أقبله وأتحدّى بعلمٍ وكتابٍ منيرٍ، والسلام على من اتّبع الهُدى من النّاس أجمعين.

أخو المسلمين في الله ويحبّهم في الله ناصر محمد اليماني ..
__________________