الإمامُ ناصِرُ مُحَمَّدٍ اليَمَانِيُّ
29 - جمادی الأول - 1435 هـ
30 - 03 - 2014 مـ
۱۰-فروردین-۱۳۹۳ه.ش.
04:25 صباحاً
ـــــــــــــــــــ

خداوند برای عسل رنگ‌های گوناگون مقرر داشته است تا مردم بتوانند نوع عسل را تشخیص دهند؛ چرا که هر عسلی برای درمان بیماری خاصی است
و عسل مخلوط دارویی عمومی است و مخصوص مرض خاصی نیست
...


بسم الله الرحمن الرحيم، وسلامٌ على المرسلين، والحمد لله ربّ العالمين، أما بعد..
به راستی که عسل زنبورعسل برای پرسش کنندگانی که درباره عسل زنبورها تفکر کنند، از آیات و نشانه‌های الهی است. زنبور عسل در جستجوی درختان و گل‌ها راه‌های زیادی را طی می‌کند و از شکم او نوشیدنی عسل خارج می‌شود که رنگ آن عسل بر حسب نوع درخت متفاوت است. از آنجا که خداوند به زنبور عسل امر فرموده است تا از تمام میوه‌ها و محصولات بخورد، برای شفای هر بیماری و مرضی، عسل خاصی وجود دارد. عسلی هم هست که به طور عمومی درصدی از داروی بیماری‌ها را داراست، مثل عسل مخلوط.
به هرحال شفای بیماران در عسل گذاشته شده است. برای هر بیماری، عسلی وجود دارد که برای شفای آن بیماری مؤثر است. عسل‌ها یکسان نیستند و خداوند عسل را در رنگ‌های مختلفی خلق کرده است تا مردم نوع عسل را شناخته و بدانند این عسلِ خاص، مثلاً عسل سدر یا عسل درخت سمر( آکاسیا = درخت صمغ عربی=درخت چتی در زبان اهالی هرمزگان) و یا غیره است. اما افرادی که از این نکته آگاهی ندارند؛ وقتی عسلی را خورده و شفا پیدا نمی‌کنند؛ تعجب کرده و می‌گویند:"چگونه شفای انسان در آن نهاده شده است؛ من از آن خوردم و خوب نشدم!" به حق به این فرد می‌گویم : راست این است که شما عسلی را که خداوند برای شفای بیماری شما معین فرموده است، نخورده‌اید. مثل اینکه کسی بیماری رماتیسم داشته باشد و داروی تب بر مصرف کند؛ آیا رماتیسم او با داروی تب بر درمان می‌شود؟
در مورد عسل نیز قضیه از همین قرار است. هر عسلی برای درمان بیماری خاصی است و در درمان بیماری دیگر حتی به نسبت یک درصد هم اثری ندارد؛ چرا که به درد درمان آن بیماری نمی‌خورد. بلکه باید یا از عسلی که مخصوص درمان آن بیماری است استفاده شود و یا از عسل مخلوط (إمشاج).

عسل مخلوط از درختان گوناگون گرفته شده است و برای شفای بیماری‌ها دارای درصدی از دارو است و اختصاص به بیماری خاصی ندارد و هر کس که از آن بخورد به تدریج شفا پیدا خواهد کرد. اما اگر کسی خوردن آن را قبل از درمان شدن بیماری قطع کند؛ تصور می‌کند که عسل برای او فایده‌ای نداشته است. ولی اگرعسل مخصوص هر بیماری؛ بجا و برای همان بیماری خاص مصرف شود، به اذن خداوند باعث شفای سریع‌تر آن بیمار می ‌گردد .
این امر باید به صورت علمی به مردم آموزش داده شود تا بدانند فلان عسل برای درمان فلان بیماری مفید است و عسل دیگر برای درمان بیماری دیگر. چرا که این درمان، درمانی ربانی و الهی است و مانند داروهای ساخته‌ی دست بشر عوارض ندارد. چرا که داروهایی که بشر می‌سازد هم آثار مفید دارند و هم آثار مضر و به این آثار مضر عوارض جانبی گفته می‌شود که در برگه‌های راهنمای دارو نوشته شده‌اند. اما درمان الهی که از گیاهان مختلف گرفته شده و از شکم زنبور عسل بیرون می‌آید ضرری ندارد.
این بیان حاوی فتوای حقّ برای کسی است که درباره رنگ عسل فکر کرده و در مورد آن سؤال دارد. به کسی که پیش خود فکر می‌کند چرا رنگ عسل‌ها با یک‌دیگر فرق می‌کند می‌گوییم: برای آن است که اهالی فن و خبرگان بتوانند عسل‌ها را از یک‌دیگر تشخیص دهند و بدانند عسل سدر و عسل سمر و عسل بیابان (عسل العمق) وعسل مخلوط و... کدام است. تصدیق فرموده خداوند تعالی است:
{ثُمَّ كُلِي مِن كُلِّ الثَّمَرَ‌اتِ فَاسْلُكِي سُبُلَ رَ‌بِّكِ ذُلُلًا ۚ يَخْرُ‌جُ مِن بُطُونِهَا شَرَ‌ابٌ مُّخْتَلِفٌ أَلْوَانُهُ فِيهِ شِفَاءٌ لِّلنَّاسِ ۗ إِنَّ فِي ذَٰلِكَ لَآيَةً لِّقَوْمٍ يَتَفَكَّرُ‌ونَ ﴿٦٩﴾}
{ سپس از تمام ثمرات بخور و راه‌هایی را که پروردگارت برای تو تعیین کرده است، به راحتی بپیما! «از درون شکم آنها، نوشیدنی با رنگهای مختلف خارج می‌شود که در آن، شفا برای مردم است؛ به یقین در این امر، نشانه روشنی است برای کسانی که می‌اندیشند.}
حکمت این که خداوند به زنبور عسل فرمان داده است تا از کلیه ثمرات(شکوفه درختان و گل‌ها ) بخورد؛ در این است که از درختان متفاوت دارو برای درمان بیماری‌ها(ی مختلف) ساخته شود تا به اذن خداوند شفا عنایت گردد و راه تمایز عسل‌ها از یک‌دیگر، رنگ آنهاست تا از روی رنگ بتوانید مستقیم عسل را شناسایی کنید. اما زنبوردارانی که به زنبورهای خود شکر داده و به آنها می‌گویند مستقیم شکر بخورید؛ این کلاهبرداری و فریب است و خداوند از آن راضی نیست. در عسلِ کسانی که زنبورها را از اطاعت امر پروردگار منحرف می‌کنند خیری نیست:
{ وَأَوْحَىٰ رَ‌بُّكَ إِلَى النَّحْلِ أَنِ اتَّخِذِي مِنَ الْجِبَالِ بُيُوتًا وَمِنَ الشَّجَرِ‌ وَمِمَّا يَعْرِ‌شُونَ ﴿٦٨﴾ ثُمَّ كُلِي مِن كُلِّ الثَّمَرَ‌اتِ فَاسْلُكِي سُبُلَ رَ‌بِّكِ ذُلُلًا ۚ يَخْرُ‌جُ مِن بُطُونِهَا شَرَ‌ابٌ مُّخْتَلِفٌ أَلْوَانُهُ فِيهِ شِفَاءٌ لِّلنَّاسِ ۗ إِنَّ فِي ذَٰلِكَ لَآيَةً لِّقَوْمٍ يَتَفَكَّرُ‌ونَ ﴿٦٩﴾}
{و پروردگار تو به زنبور عسل «وحی» نمود که: «از کوه‌ها و درختان و داربست‌هایی که مردم می‌سازند، خانه‌هایی برگزین! (۶۸) سپس از تمام ثمرات (و شیره گلها) بخور و راه‌هایی را که پروردگارت برای تو تعیین کرده است، براحتی بپیما! «از درون شکم آنها، نوشیدنی با رنگهای مختلف خارج می‌شود که در آن، شفا برای مردم است؛ به یقین در این امر، نشانه روشنی است برای جمعیّتی که می‌اندیشند. (۶۹)}
أخوكم الإمام المهدي ناصر محمد اليمانی

اقتباس المشاركة: 137545 من الموضوع: جعل الله العسلَ ألواناً، وذلك حتى يُميِّز الناس نوعية العسل لكون لكلّ نوعيةٍ من العسل شفاءً لأمراضٍ معينةٍ، وعسل الأمشاج دواءٌ عامٌ غير مركزٍ..



الإمامُ ناصِرُ مُحَمَّدٍ اليَمَانِيُّ
29 - 05 - 1435 هـ
30 - 03 - 2014 مـ
04:25 صباحاً
ــــــــــــــــــــ


جعل الله العسلَ ألواناً، وذلك حتى يُميِّز الناس نوعية العسل لكون لكلّ نوعيةٍ من العسل شفاءً لأمراضٍ معينةٍ
وعسل الأمشاج دواءٌ عامٌ غير مركزٍ ..



بسم الله الرحمن الرحيم، وسلامٌ على المرسلين، والحمد لله ربّ العالمين، أمّا بعد..
فإنّ عسل النحل من آيات الله للسائلين المتفكّرين في عسل النحل الذي يسلك السبُل للبحث عن الشجر والزهر فيخرج من بطونه شرابُ العسل مختلفٌ ألوانه على حسب نوعية الأشجار، كونَ اللهِ أمَر النّحل أن تأكل من كل الثمرات لكون لكلّ مرضٍ نوعٌ من العسل فيه شفاءٌ له بشكلٍ مركزٍ، وقد يأتي من العسل ما فيه نسبةٌ من دواء المرض كمثل نوع عسل الأمشاج.

وعلى كل حالٍ، إن في العسل شفاءً لمرضى الناس، ولكلّ مرضٍ نوعٌ من العسل شفاء مركّز لذلك المرض، وليس العسل سواءً، وميّز الله العسل عن بعضه بعضاً باختلاف ألوانه لكي يعرف الناس نوعية العسل فيعلمون أنّ ذلك اللون من العسل هو عسل السدر أو السمر أو غير ذلك، ولكن للأسف بعض الذين لا يعلمون يستغرب حين يأكل العسل ولا يشفيه العسل ثم يقول: "وكيف فيه شفاء للناس وأنا أكلته ولم يشفِ سقمي!" ومن ثم نفتيه بالحقّ: إنك لم تأكل العسل الذي خصصه الله لمرضك كمثل الذي يشكو مرض الروماتيزم ثم يتناول علاج الحُمّى فهل تراه سوف يشفى من الروماتيزم؟
وكذلك العسل فكلُّ عسلٍ مركزٌ شفاؤه لأمراضٍ معينة ولكنّه لا ينفع لمرضٍ آخر بشيء ولا حتى بنسبة 1% لكونه لا يختصُّ بعلاج ذلك المرض؛ بل يختصّ به عسلٌ آخر مركزٌ شفاؤه لذلك المرض أو عسل الأمشاج.

والعسل الأمشاج من مختلف الأشجار فيه نِسبٌ من دواء الأمراض ولكنه غيرُ مركزٍ في شفاء مرضٍ معينٍ، ومن يتناولْهُ يُشفَ ببطءٍ من سقمه، وقد يترك تناولَه قبل أن يشفى ظنّاً منه أنه لم ينفعْ معه، ولكن المركّز أسرع بإذن الله في شفاء المرض المخصص له أو المخصص لعدّة أمراضٍ إذا تناول العسل المطلوب لشفاء مرضه.

ومن المفروض أن يُبيَّن ذلك علميّاً للناس ويعلمونهم أنّ العسل الفلاني شفاءٌ لمرض كذا والعسل الفلاني شفاءٌ لمرض كذا لكونه علاجاً ربانيّاً فليس له أعراض كمثل العلاج الذي من صُنْع البشر، كون العلاج مِن صنع البشر له منافعُ وله أضرارٌ، وأن ضرره هو ما يسمّونه بالأعراض الجانبية المكتوبة في النشرات الدوائية، ولكن العلاج الربّاني من بطون النحل من مختلف الأشجار ليس له أعراض.

وهذا البيان فيه الفتوى بالحقّ للسائل المتفكِّر في ألوان العسل، وأكدنا بالبيان ما استنتجه بعقله لماذا مختلفٌ ألوانه فنقول: وذلك حتى يستطيع أصحاب الخبرة التمييزَ بين عسل السدر وأيّهم عسل السمر وأيّهم عسل العمق وأيّهم عسل الأمشاج وغير ذلك من أنواع العسل. تصديقاً لقول الله تعالى:
{ثُمَّ كُلِي مِنْ كُلِّ الثَّمَرَاتِ فَاسْلُكِي سُبُلَ رَبِّكِ ذُلُلا يَخْرُجُ مِنْ بُطُونِهَا شَرَابٌ مُخْتَلِفٌ أَلْوَانُهُ فِيهِ شِفَاءٌ لِلنَّاسِ إِنَّ فِي ذَلِكَ لآيَةً لِقَوْمٍ يَتَفَكَّرُونَ (69)} صدق الله العظيم [النحل].

والحكمة في أنّ الله أمر النحل أن تأكل من كل الثمرات وذلك حتى تصنع الدواء من مختلف الأشجار لشفاء الأمراض بإذن الله، وميزه الله بألوان ليتمّ التعرف على نوعية العسل من خلال لونه مباشرةً. وأما أصحاب النحل الذين يعطون النحل سكر الشاي فأقول: تناولوا السكر مباشرةً فهذا غشٌّ لا يُرضي الله، فلا فائدة من عسل الذين يفتنون النحل عن أمر ربّه:
{وَأَوْحَى رَبُّكَ إِلَى النَّحْلِ أَنِ اتَّخِذِي مِنَ الْجِبَالِ بُيُوتًا وَمِنَ الشَّجَرِ وَمِمَّا يَعْرِشُونَ (68) ثُمَّ كُلِي مِنْ كُلِّ الثَّمَرَاتِ فَاسْلُكِي سُبُلَ رَبِّكِ ذُلُلا يَخْرُجُ مِنْ بُطُونِهَا شَرَابٌ مُخْتَلِفٌ أَلْوَانُهُ فِيهِ شِفَاءٌ لِلنَّاسِ إِنَّ فِي ذَلِكَ لآيَةً لِقَوْمٍ يَتَفَكَّرُونَ (69)} صدق الله العظيم [النحل].

أخوكم؛ الإمام المهدي ناصر محمد اليماني.
______________